امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

قریب به سه دهه بعد از انتشار آراء پیاژه در اخلاق، کلبرگ تحقیقات خود را در این زمینه با سنت پیاژه دنبال کرد و در ابتدا به گسترش نظریه او پرداخت. روش کلبرگ متفاوت از روش پیاژه است، او بیشتر از روش طولی استفاده کرد، و حدوده سنی پژوهش هایش وسیع تر بود و تا پایان نوجوانی را در برمی گیرد. او به مرحله ای بودن رشد اخلاقی معتقد است، و اذعان می کند که رشد اخلاقی پس از دوازده سالگی نیز ادامه می یابد. در نگاه او رشد اخلاقی افراد حاصل تاثیر رشد شناختی آن هاست. کلبرگ اخلاق را با مفهوم عدالت تبیین می کند، و معتقد است که تفاوت های اخلاقی کودکان و نوجوانان متضمن برداشت های متفاوتی از عدالت است. به اعتقاد او قاعده بنیادین در اخلاق، اصل و قاعده عدالت می باشد.

کولبرگ هم جایگاه عقل را در تربیت اخلاقی بسیار مهم می داند و عقل را به عنوان یک فرایند تعالی می داند که در این فرایند، اصول اخلاقی را به عنوان راه حل هایی برای حل مشکلات به کار می گیرد.

کولبرگ شاگرد پیاژه اعتقاد داشت که استدلال اخلاقی مبنای رفتار اخلاقی بوده و شامل شش مرحله مختلف تکاملی می شود که هر مرحله نسبت به مرحله ماقبل برای پاسخگویی به معماهای اخلاقی کامل تر خواهد بود.

رشد چگونه اتفاق می افتد

کلبرگ معتقد بود که مراحل او، محصول بلوغ و رسش نیستند. یعنی ساختارها و توالی مراحل، الزاما بر اساس یک طرح ژنتیکی ظاهر نمی شوند. کلبرگ اعتقاد داشت که مراحل او، محصول اجتماعی شدن هم نیست. مراحل در واقع از تفکر خود ما درباره مسائل اخلاقی سرچشمه می گیرند.

تجربه های اجتماعی، رشد را گسترش می دهند، ولی این کار از طریق تحریک فرایندهای ذهنی ما انجام می گیرد. هنگامی که با دیگران به بحث و گفتمان می پردازیم، دیدگاه های ما مورد سوال و چون و چرا قرار می گیرد و به همین دلیل ما را بر می انگیزد تا با جهت گیری های جدید و پیچیده تر کنار بیاییم.

کلبرگ همچنین گاهی اوقات در مورد وقوع تغییر از طریق فرصت های نقش پذیری، یعنی فرصت های دیدن و ملاحظه دیگران، صحبت کرده است. هنگامی که کودکان با دیگران تعامل می کنند، می فهمند که نظر افراد با هم تفاوت دارد، ضمن آنکه چگونگی هماهنگ کردن این دیدگاه ها را در فعالیت های توام با همکاری یاد می گیرد.

مفهوم مرحله

پیاژه معتقد بود که مراحل راستین رشد ذهنی، دارای چندین معیار است.

1- از لحاظ کیفی، روش های فکری متفاوتی هستند

2- کلیت های ساختار یافته ای هستند

3- در تسلسلی غیر قابل تغییر پیش می آیند،

4- آن ها را می توان به شکل وحدت سلسله مراتبی مشخص کرد،

5- تسلسل آنها به صورتی عمومی، در همه فرهنگ ها دیده می شود.

کلبرگ سعی کرد نشان دهد که مراحل او، چگونه همه این معیارها را در بر می گیرد.

1 -تفاوت های کیفی، واضح به نظر می رسد که مراحل کلبرگ از نظر کیفی با یکدیگر تفاوت دارند.

2-کلیت های ساختار یافته، مراحل تنها پاسخ هایی مجزا نیستند بلکه الگوهایی کلی از تفکر هستند که به طور یکسان، خود را در خالل انواع متفاوتی از موضوعات نشان می دهند.

3-تسلسل غیر قابل تغییر، افراد نمی توانند مراحل را یک در میان سپری کنند یا به شکلی مختلط، از آنها عبور کنند. همه کودکان، الزاما به باالترین مرحله نمی رسند؛ زیرا ممکن است آنها تحریک هوشی الزم را بدست نیاورند. ولی کودکان تا هنگامی که در مراحل به پیش می روند، این مراحل را به صورت منظم پشت سر می گذارند.

4 -وحدت سلسله مراتبی، هنگامی که کلبرگ ادعا کرد که مراحل او وحدت سلسله مراتبی دارد، منظورش این بود که مردم بینش های بدست آمده در مراحل اولیه تر را از دست نمی دهند، بلکه آنها را در چهارچوب های جدید و وسیع تری وحدت می بخشند و یکپارچه می کنند.

5-تسلسل عمومی، کلبرگ نظیر همه نظریه پردازان مرحله ای، بر این باور است که تسلسل او جنبه عمومی دارد و در همه فرهنگ ها یکسان است.

تفکر اخلاقی و رفتار اخلاقی

نظریه کلبرگ در زمینه تفکر اخلاقی است نه رفتار اخلاقی، مردم ممکن است در زمینه اخلاقیات دیدگاه های متعادل و آرمانی داشته باشند، ولی الزاما رفتارشان منطبق با این نظریات نباشد

تفکر اخلاقی و سایر اشکال شناخت

او ابتدا این مراحل را از نظر ساختارهای شناختی زیربنای آنها، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و سپس به جستجوی موارد مشابه در افکار منطقی و اجتماعی محض پرداخت. او برای این مقصود، مراحل خویش را از نظر قابلیت های نقش پذیری ضمنی در توجه به دیدگاه دیگران، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

نگاه زنانه گیلیگان به رشد اخلاقی

گیلیگان در انتقاد از کلبرگ به دلیل جبهه گیری او بر علیه زنان و دختران مقاله ای منتشر کرد. کلبرگ مراحل خویش را انحصارا از طریق مصاحبه با پسران تدوین کرده و گیلیگان بر این باور بود که این امر آشکارا، بیانگر توجیهی مردانه از قضیه است.

کاربردهای ضمنی در تعلیم و تربیت

کلبرگ مایل بود که پیشرفت افراد را تا باالترین مرحله تفکر اخلاقی مشاهده کند. بهترین جامعه دارای افرادی خواهد بود که نه تنها نیاز به نظم اجتماعی را درک می کنند (مرحله 4)بلکه می توانند دیدگاه های مربوط به اصول جهانی نظیر عدالت و آزادی (مرحله 6) را نیز پذیرا باشند. او بر این باور بود که اگر قرار باشد کودکان تفکر خود را سازماندهی مجدد کنند، باید بیشتر فعال باشند. اگرچه کلبرگ به مدل تعارض-شناختی تغییر پایبند بود، ولی همچنین راهبرد دیگری به نام رویکرد اجتماع عادل را گسترش داد. در این روش، تاکید بر افراد نیست، بلکه بر گروه است. رویکرد اجتماع عادل برخی از پیروان کلبرگ را دچار مشکل کرد. اگر چه دانش آموزان تشویق می شدند تا در موارد متعددی در تصمیم گیری های دموکراتیک شرکت کنند، ولی در عمل بزرگساالن به نحو فعالی دیدگاه خود را مطرح می کردند. رویکرد اجتماع عادل بر جهت گیری های اخلاقی در گروه ها تاکید دارد.

ارزشیابی

کلبرگ یکی از پیروان پیاژه بود که یک تسلسل تفصیلی جدید را درباره مراحل تفکر اخلاقی پیشنهاد کرد. پیاژه اصوال دو مرحله را در تفکر اخلاقی تشخیص داد که دومین مرحله در اوایل نوجوانی پدید می آید. کلبرگ مراحل دیگری را که در دوره نوجوانی و بزرگسالی گسترش می یابد مطرح ساخت، او پیشنهاد کرد که برخی از مردم حتی به مرحله فرا قراردادی تفکر اخلاقی می رسند که در آن، دیگر جامعه خود را آنطور که هست نمی پذیرند. بلکه به صورتی عمیق و مستقل، در مورد یک جامعه خوب و ایده آل فکر می کنند.

سطوح اخلاقی کلبرگ ذهنی و عدالت‌محور است و انتقاداتی که به نظریه‌پردازی اخلاق کلبرگ شده به شرح زیر است:

1) توجه کمتر به ارزشهای اخلاقی مستقل؛

2) کم‌توجهی به عواطف و احساسات در تفکر اخلاقی؛

3) استفاده نکردن از موقعیت‌عینی اخلاق در داستانهای اخلاقی کلبرگ؛

4) نبود رابطه‌ای پیش‌بین استدلال اخلاقی و رفتار اخلاقی؛

5) نشناختن رابطه هویت اخلاقی با رفتار اخلاقی؛

6) نشناختن رابطه بین هویت اخلاقی و استدلال اخلاقی؛

7) توجه نکردن به تعمق اخلاقی در استدلال اخلاقی. هنگامی که فرد فعالیت اجتماع‌پسند یا فعالیتهای عام‌المنفعه انجام می‌دهد، با وظیفه‌گرایی کانتی یا اجتماع تبیین می‌شود؛

8) قائل بودن به اینکه استدلال مبتنی بر اخلاق مراقبتی قابلیت دوام بیشتری در زنان دارد؛

9) تأکید بر توانایی شناختی صرف؛ در حالی که در نظریه‌انسان گرایان، انسان به عنوان حل‌کننده مسأله و پردازش‌کننده اطلاعات و عامل مختار در روند رشد اخلاقی ـ هم ماهیتاً شناختی و هم مهارتی ـ شناخته می‌شود و توانایی و مهارت توأمان مورد توجه قرار می‌گیرد؛

10) جداسازی ارزشهای اجتماعی از ارزشهای اخلاقی؛

11) تأکید صرف بر سهم فرد در رشد اخلاقی در حالی که سهم رشد اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است. جامعه نیز باید هماهنگ با خانواده و مدرسه، ارزشهای اخلاقی را مورد تشویق و پاداش قرار دهد؛

12) غفلت از تأثیر عوامل درونی و بیرونی بر رشد اخلاقی

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه