امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

هندی نمی تواند نه جسم را به فراموشی بسپارد و نه روح را، ولی اروپایی همواره یکی را از یاد می برد، این قوه و استعداد حالیا به وی اجازه داده جهان را مسخر شود، کاری که هندی نکرده است. هندی نه تنها سرشتش را می شناسد، بلکه همچنین می داند که تا چه اندازه، خود با این سرشت عجین شده، یکی است. اروپایی برعکس دانش طبیعت است ولی دانشش درباره سرشتش، سرشتی که در او کامن است، به نحو شگفتی قلیل مایه و ناچیز است. برای هندی، شناخت روشی که به مهار کردن قدرت فائقه طبیعی یاریش کند که در درون و بیرون اوست، نعمتی است. اروپایی به مدد سلاح مرگباری، اسارت طبیعتش را که بیشتر مثله شده، و نیز تبدیلش به آدم آهنی ای فرمانبردار را، به اتمام می رساند.

راست است که دعوا می شود که یوگی قادر است کوهها را جا به جا کند، اما آوردن دلیلی واقعی بر صحت این حکم، دشوار است، اما اروپایی وقتی عقلش، از گوهر انسانیت بی نصیب مانده و لگام گسیخته شده است، برعکس می تواند کوهها و بسیاری چیزهای دیگر را بترکاند، جنگ، مقدمه مزه تلخ این واقعیت را به ما چشانده است.

من به عنوان اروپایی، آرزو نمی کنم که اروپایی قوه استیلا و اقتدار بیشتری بر طبیعت درونی و بیرونی مان داشته باشد. اری باید با کمال شرمساری اعتراف کنم که بهترین اندیشه ها و نظریاتم را (چندتایی به اندازه کافی خوبند) مرهون این واقعیت می دانم که همواره بر خلاف آنچه یوگا سفارش می کند، عمل کرده ام. اروپایی، به سبب تحول تاریخی اش، آنقدر از ریشه و اصلش دور افتاده است که سرانجام ذهنش به دو پاره ایمان و شناخت تقسیم شده است، همانگونه که همواره رشد و نمو مفرط هر خواست روانی به تجربه آن خواست به عناصر متضادش می انجامد.

ذهن اروپایی نیازمند آن است که به طبیعت بازگردد، اما نه بازگشت به طبیعت انچنان که روسو می خواست، بلکه بازگشت به طبیعت خویش. وظیفه اش، کشف مجدد انسان طبیعی یا طبیعت انسانی ایست که همه جا با وی سر ستیز دارد. باید توجه کند که یوگا را بد به کار نبندد و از آن ناروا و بیجا سود نجوید، زیرا آمادگی و استعداد عقلانی اش با آمادگی و استعداد عقلانی انسان شرقی تفاوت دارد. من همه کسانی که گوش شنوا دارند می گویم: «به مطالعه یوگا بپردازید، چون بسی چیزها خواهید آموخت، اما آن را به کار نبندید، زیرا ما اروپایی هستیم و چنان ساخته شده ایم که از کاربرد روش های یوگا، به درستی، عاجزیم. هر مرشد هندی می تواند همه چیز را برایتان توضیح دهد و شما می توانید از همه کارهایش تقلید کنید. اما می دانید چه کسی یوگا را به کار بسته است؟ به بیانی دیگر، آیا می دانید که هستید و چگونه ساخته شده اید؟».

در اروپا، دانش و فن آوری چنان قدرت کلان و بی چون و چرایی دارند که سعی در دانستن این که همه چیزهایی که می توانیم کرد و همه چیزهایی که اختراع کرده ایم چیست، تقریبا تلاشی عبث است. در برابر عظمت امکانات، ارزه بر انداممان می افتد. در این هنگام پرسشی دیگر به ذهن خطور می کند و آن اینکه چه کسی این دانش را به کار می گیرد؟ این قدرت در دستان چه کسانی است؟ دولت، وسیله دفاع موقتی است و به ظاهر از شهروندان در قبال خطر مقادیر کلانی سم و دیگر وسایل انهدام شیطانی که هر لحظه و در کوتاه ترین مدت هزاران خروار از آنها ساخت، حفاظت می کند. انسان ها در غرب قادر به انجام دادن کارهای چنان خطرناکی هستند که بیش از پیش دانستن این نکته که شخصیت انسانی که ضبط چنین قدرتی را به وی می سپارند و یا چگونه می توان ذهن انسان را به گونه ای تغییر داد که از قدرت مهیبش چشم بپوشند، بیش از دانستن این معنی که باز چه می توان کرد، فوریت دارد. زایل ساختن شبهه وی در باب قدرتش، از تحکیم اشتباهش یعنی اعتقاد به اینکه هر چه بخواهد می تواند کرد، به مراتب بیشتر حائز اهمیت است. مرام خواستن توانستن است، به قیمت جان میلیون ها انسان تمام شده است.

انسان غربی هیچ نیازی به برتری یابی بر طبیعت درون و بیرون ندارد، چون این برتری دوگانه را به درجه ای از کمال تقریبا شیطانی، یافته است. اما آنچه کم دارد، شعور به حقارت و زبونی اش در قبال طبیعتی است که در بیرون و درون اوست. آنچه باید بیاموزد این است هر چه بخواهد نمی تواند کرد و اگر این نکته را نیاموزد، طبیعت درونی او نابودش خواهد کرد. چون نفس اش را که به شیوه ای انتحاری بر وی می شورد، نمی شناسد.

هر چه که به گونه ای روش می ماند، علی الاصول چون می تواند مطلقا همه چیز را به فن آوری تبدیل کند، خطرناک و یا محکوم به شکست است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه