امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0

هاروی کاکس (Cox, R. H) مراحل تحول معنوی خود را در مقایسه با مراحل اریکسون چنین توصیف می کند:
مرحله اول: شیرخوارگی. تولد تا 18 ماهگی: کودک شیرخوار به کسانی که از او مراقبت می کنند اعتماد می کند. کاکس همانند اریکسون باور دارد عدم اعتماد به اندازه اعتماد می تواند قوی و بادوام باشد، بنابراین بی اعتقادی می تواند به اندازه اعتقاد قوی باشد. زیرا بی اعتقادی، اعتقادی بسیار قوی با نیرویی متضاد است که باعث ویرانگری بیشتری نسبت به موقعیتی خنثی می شود. برخلاف موقعیتی که اریکسون بیان نمود، کاکس استدلال می کند که تحول اعتقاد از زمان انعقاد نطفه آغاز می شود و در سراسر زندگی فرد ادامه می یابد.

مرحله دوم: نوپایی، 18 ماهگی تا 3 سالگی: خودمختاری در برابر شرم و تردید اریکسون در درک تحول معنوی مفید است.
کودکی که به جای خودمختاری، شرم و تردید را پرورش می دهد، نمی تواند خود معنوی مثبتی را پرورش دهد. خود معنوی بر اساس اعتماد یا اعتقادی که کودک تا به حال به دست آورده است، ایجاد می شود.
مرحله سوم: 3 تا 6 سالگی: کودک در این سن، ابتکار عمل را بر عهده می گیرد، گام های مطمئنی برمی دارد، به سمت اشیا دست دراز می کند و محدودیت هایش را می آزماید و آشکارا ایمان خود تأییدکننده را پرورش می دهد.
مرحله چهارم: 6 تا 12 سالگی: این دوره که اریکسون آن را ابتکار عمل در برابر احساس حقارت می نامد، دوره ای است که در آن ایمان زاینده مثبت خود را نشان می دهد. کودک وارد اجتماع می شود، به مدرسه می رود، اقدام به انواع فعالیت های هنری و موسیقیایی می کند. ایمان کودکان این سنین خلاق و سودمند هست. تا سن 6 سالگی تمام توانایی های مورد نیاز برای زندگی پایه ریزی می شوند. آنچه اریکسون آن را احساس حقارت می نامد، اینجا به عنوان تردید معنوی تعریف می شود. از نقطه نظر معنوی تنها زمانی می توان بر احساس حقارت غلبه کرد که یک نظام باور شخصی درونی گردد. در سن 6 سالگی این درونی شدن به خوبی حاصل می شود.

مراحل رشد دینی کاکس

هاروی کاکس در کتاب خواندنیِ «آینده ایمان» می‌گوید بعد از گذر از دو مرحله تاسیس و شکل‌گیری ارتدوکسی در تاریخ ادیان، در مرحله سوم، که مرحله «تعالی» است، اساسا رهبران فکری و دینی باید به جای «مناقشات تاریخی و دگمای دینی» بر «خادمِ اخلاق و معنویت شدنِ دیانت و سازگارسازی‌اش با سیاستِ عادلانه و خیر همگانی» متمرکز شوند.

نظر کاکس درباب حضرت مریم و پولس

هاروی کاکس، نویسنده ی کتاب مسیحیت به این پرسش پاسخ داده است. به اعتقاد وی، تولد خداوند مجسم از یک دوشیزه، پیشنهادی از ناحیه ی فرشته خدا بود که مریم (علیها السلام) می توانست آن را نپذیرد. اما وی با اطمینان کامل به محبت خدا و اشتیاقش برای پذیرش ننگ اجتماعی، که به خاطر تولد کودک بدون ازدواج به او نسبت داده می شد، نقش بزرگی در نجات بشریت ایفا کرد.

«هاروی کاکس» نکته مهم و قابل تاملی را درباره پولس می‌گوید. وی بیان می‌دارد: پولس امروزه به خوبی برای ما شناخته شده نیست و غالبا متهم می‌شود که تعلیمات ابتدایی و ساده عیسی را منحرف کرد.

نظر کاکس درباب دین و معنویت و سکولاریسم

هاروی گالاگر کاکس جونیور (متولد 1929) یک آمریکایی است متکلم که به عنوان هولیس استاد الوهیت در مدرسه الهیات هاروارد، تا زمان بازنشستگی در اکتبر 2009. تحقیق و تدریس کاکس بر تحولات حوزوی در مسیحیت جهانی، شامل الهیات رهایی و نقش مسیحیت در آمریکای لاتین.

کاکس با انتشار نشریه خدا در شهر سکولار در سال 1965 در این کتاب کاکس این تز را ایجاد کرد که کلیسا اصولاً اهل ایمان و عمل است، نه یک نهاد مذهبی، به دور از اینکه یک جامعه محافظه کار مذهبی باشد یا نه، کلیسا باید پیشتاز تغییر در آن جامعه باشد.

از قرن پانزدهم جریانی در غرب شکل گرفت که ویژگی مهم آن قطع توجه بشر از عالم غیب و خداوند و توجه تام به دنیا و مادیات بود و چنانچه خود غربیها اذعان می کنند ویژگی رنسانس در گسترش بی سابقه دنیویت و سکولاریسم و تغییر علاقه انسان از جهان دیگر به زندگی دنیوی بود.
نتیجه این جریان انقلاب بر ضد اخلاقی بود که امور آخرتی و کار برای خداوند را اهمیت می داد، در این جریان سکولاریتی آموزه های دین اعتبار و اهمیت خود را از دست داد، مگر دین دنیاپرستی که معتبر بود.

از نظر هاروی کاکس، سکولار شدن به معنی آزادی و رهایی انسان از قید دین و ماوراء الطبیعه است و بازگشت توجه انسان از جهان های دیگر به عالم دنیا و طبیعت.
در همان کتاب سکولاریسم را چنین توصیف می کند: نهضتی که در قرن نوزدهم به وجود آمد که درصدد بود تا با نظریه ای معین و مشخص زندگی و اداره حیات انسان را بدون ارجاع و توجه به خداوند و جهان آخرت سامان دهد.

از نظر هاروی کاکس سکولاریسم جریان تاریخی غیرقابل بازگشتی است که طی آن جوامع از سلطه کلیسا و عقاید تعصب ‏آمیز مابعدالطبیعی آزاد می‏ شوند.

از زمان شکل گیری جریان سکولاریسم در غرب ارزشها، تفکرات، مفاهیم، و... زیادی وارد کشورهای اسلامی شد و بعضا جامعه اسلامی را ناخواسته در چالش قرار داد.هدف این مقاله نقد و بررسی واژه ( Spiritual Health) به معنی سلامت معنوی می باشد که در دهه های اخیر وارد ادبیات پزشکی شده است.
تربیت معنوی مبتنی بر شهود از باور افرادی چون اشلایرماخر ناشی شده که معتقد است ماهیت واقعی معنویت در عقلانیت نیست، بلکه در احساس و شهود است؛ عقلانیت انسان در مقابل فهم جامع هستی، کودک منفعلی بیش نیست. شهود معنوی با احساسات اولیه­ی وابستگی به عالم بالا و فناناپذیری آغاز می­شود و سپس وجود انسان لبریز از تأثرات آنی و بلاواسطه می­ شود.

قداست‌زدایی‌ کردن‌ از دین‌ (De Sacralization) یا راز زدایی‌کردن‌ از دین (Demystification) تعبیر از هاروی‌ کاکس‌ است‌ که‌ در کتاب‌ معروفش‌ به‌ نام‌ «دین در شهر سکولار» بکار برده‌ است. او پیدایش‌ مفهوم‌ شهروندی‌ و تکیه‌ بر حقوق‌ شهروندی‌ به‌ جای‌ تکالیف‌ و وظایف‌ دینی‌ و نیز شخصی‌شدن‌ دین، یعنی‌ امری‌ که‌ دولت‌ بطور عادی‌ حق‌ مداخله‌ در آن‌ را ندارد از علائم‌ سکولاریزه‌شدن‌ می‌داند و معتقد است‌ که‌ جدایی‌ دین‌ از سیاست، لازمه‌ سکولاریزم‌ در قلمرو سیاست‌ است. کاکس‌ در تحلیل‌ خود از سکولاریزم‌ و پروسه‌ سکولاریزه‌شدن‌ به‌ محورهای‌ زیر اشاره‌ کرده‌ است: موضع‌ ضد روحانی‌ داشتن، جداانگاری‌ نهادهای‌ دینی‌ و دنیوی، کاهش‌ اقتدار و مرجعیت‌ دینی، تحول‌ درک‌ و فهم‌ و نگرش‌ آدمیان‌ نسبت‌ به‌ جهان، از بین‌رفتن‌ فهم‌ و نگرش‌ دینی‌ نسبت‌ به‌ جهان‌ و کنارنهادن‌ اسطوره‌های‌ فراطبیعی‌ و نمادهای‌ مقدس‌ و محتومیت‌ تاریخ‌ و خلاصه: قداست‌ زدایی‌ از جامعه‌ و جهان. او همچنین‌ به‌ ابزاری‌شدن‌ اندیشه، کاهش‌ تعلق‌ عاطفی‌ به‌ جهان، حذف‌ تفسیر دینی‌ و معنوی‌ از هدف‌ زندگی، اشاره‌ نموده‌ و اکثر این‌ موارد را شاخص‌ و نشانه‌ سکولاریزه‌شدن‌ و یا از مبانی‌ ایدئولوژی‌ سکولاریزم‌ می‌انگارد و در کتاب‌ پرآوازه‌اش‌ به‌ تفصیل‌ درباره‌ آنها بحث‌ کرده‌ است.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه