امروز سه شنبه 04 آبان 1400
ravanshenasi.cloob24.com
0
یکی از اولین پاسخ ها به مساله شرور و عمده ترین پاسخ مسیحیان به مساله شر پاسخی بود که اولین بار توسط قدیس آگوستین بیان شد. در این پاسخ هم رگه های فلسفی وجود دارد و هم کلامی. آگوستین معتقد است شر ماهیت عدمی دارد و عالم خیر است. یعنی عالم را خدایی نیکوکار برای غایتی نیکوکار آفریده است. همچنین معتقد است خیر های عالی و دانی، کوچک و بزرگ به صورت فراوان در عالم وجود دارد و هر چیزی که بهره ای از هستی دارد خیر هم دارد مگر اینکه به تباهی یا فساد دچار شده باشد. او معتقد است شر چه اراده شر منظور باشد چه نوعی بی نظمی و فساد در طبیعت، توسط خداوند در عالم ایجاد نشده است بلکه شر یعنی منحرف شدن چیزی که ذاتا خیر است. به عنوان مثال نابینایی یک امر وجودی نیست بلکه یک امر عدمی است و آن فقدان کارکرد صحیح چشم است. بنابراین آنچه وجود دارد و خیر محض است چشم است. پس می توان نتیجه گرفت که بنابر نظر آگوستین «شر عبات است از سوء عمل چیزی که فی نفسه خیر است».

شر امر سلبی است

قدیس اوگوسیتن شر را امر سلبی دانسته، معتقد است که شر امر ایجابی نیست، بلکه فقدان و سلب است.شر وجود ندارد و آن چه به نظر ما شر است، فقط عدم نسبی خیر است؛ مثلاً نابینایی فقدان بینایی است، نه این که خود واقعیتی در مقابل بینایی دارد و همچنین است که دیگر شرور که به عدم بازمی گردند و به قول "جان هیک" مبحث عدل الهی "اوگوسیتنی" هم رگه های فلسفی دارد، هم رگه های کلامی. موضوع عمده فلسفی او قول به "ماهیت عدمی داشتن"شراست.
به اعتقاد آگوسیتن، هر چیز که از هستی برخوردار است، بهره ای از"خیر"دارد مگر آنکه به تباهی یا فساد دچار شده باشد.شر را خداوند ایجاد است، بلکه شر به انحراف گراییدن چیزی است که ذاتاً خیر است.به عنوان مثال، وی به نابینایی اشاره می کند.نابینایی یک امر وجودی نیست، تنها چیزی که در این جا وجود دارد، چشم است که فی نفسه "خیر"است "شر بودن"نابینایی در این جا، فقدان کارکرد صحیح چشم است.با تعمیم دادن این اصل،"اگوستین"براین باور است که شر پیوسته عبارت است از سوء عمل چیزی که فی نفسه خیر است.

چگونگی پدید آمدن شر از منظر آگوستین

حال سوال این است که اگر عالم خیر محض است، و شر معدوم است پس شروری که در عالم مشاهده می کنیم چگونه پدید آمده است؟ آگوستین در اعترافات شرح می دهد که بر اساس آثار افلاطون فهمیده است که شرور نمی تواند جنبه وجودی داشته باشد و از لحاظ صرف هستی مطرح شود زیرا هستی فقط خیر است. چیزی که نظر آگوستین، و نوافلاطونیان را از هم جدا می کند این است که آگوستین معتقد است چون شر به خودی خود نمی تواند وجود داشته باشد پس صرفا نتیجه گناه اولیه است.

به نظر آگوستین شر در ماده و از ماده نمی تواند باشد به این دلیل که شر در هیچ مخلوق خداوند نمی تواند باشد. شر به خودی خود هیچ جنبه ایجابی و وجودی ندارد و برای آن یک حالت بیشتر نمی ماند و آن اینکه آنچه را که احتمالا شر می توان نامید فقط نتیجه نوعی اراده آزاد یعنی نتیجه گناهی است که از ناحیه یک موجود مختار یعنی آدم ابوالبشر سر زده.

به نظر او آنگاه که خداوند هستی را ایجاد کرد از هماهنگی کاملی برخوردار بود و دارای سلسله مراتب متشکلی از صورتهای عالی تر و دانی تر بود که هر یک در جای خود نیکو بود. شر ابتدا در سطوحی از عالم پدید آمد که دارای اختیار بود مثل فرشتگان و بشر، برخی از فرشتگان از خیر مطلق که خداوند بود اعراض کردند و به خیرهای کوچکتر روی آوردند، در نتیجه در مقابل خداوند عصیان کردند. سپس به اغوای نخستین زن و مرد (آدم و حوا) پرداختند و سبب هبوط آنها شدند این هبوط منشاء شرور اخلاقی و گناه شده. شروری مثل بیماری های طبیعی، زلزله، توفان، و غیره نتیجه کیفر گناهان است بنابراین آگوستین می تواند ادعا کند شرور دو دسته هستند: «یا گناه هستند یا کیفر گناه».

آگوستین همچنین معتقد است که عالم طبیعت زیبایی اولیه خود را از دست داده و انسان هبوط پیدا کرده و با ارتکاب به گناه در این جهان خالی، گرفتار شده و در شرف درد و رنج و مرگ قرار گرفته است. امید و خوشبختی در ورای این جهان و از طریق تجسد مسیح نجات بخش، و با توجه به نامتناهیت انسان و رفتار صالح فرد انسان قابل تصور گردیده است.

گاهی آگوستین درباره گناه اولیه به افراط گویی پرداخته و آن را «گناه سعادت بر انگیز» نامیده است، زیرا به نظر او گناه دلیل بر اختیار و آزادی انسان است. به نظر آگوستین بدون شرور، عالم کاملتر می بود، و شرور عالم را به هم می زند و اگر به نحو ذاتی به عالم تعلق نداشته باشد ولی به نحوی از انحاء در آن قرار می گیرد و آن را ضایع می کند.

عدل الهی از منظر آگوستین

آگوستین معتقد است در پایان تاریخ روز جزا خواهد آمد روزی که بسیاری به حیات ابدی نایل خواهند آمد و بسیاری دیگر که با سوء استفاده از آزادی، وعده رستگاری خداوند را آشکار کرده اند، به عذاب ابدی دچار می شوند. و با اینکه برخی به عذاب ابدی دچار می شوند، باز هم به کمال عالم خدشه ای وارد نمی شود چرا که اولا سعادت از آن کسانی است که گناه نمی کنند ثانیا کیفر گناه که به گنهکاران داده می شود بی حرمتی گناه را جبران و اصلاح می کند. او معتقد است گناهی که به درستی کیفر داده شود از بین می رود بنابراین می توان نتیجه گرفت که به نظر آگوستین خداوند از هر شری مبرا است. و همه مسئولیت شرور بر عهده مخلوقات است و شر از کاربرد نادرست آزادی سر چشمه می گیرد.

نقد های وارده برآگوستین

1. انتقاد اول به آگوستین توسط متکلم بزرگ پروتستانی آلمانی فردریش شلایر ماخر صورت گرفته است. او معتقد است عالمی که خداوند با قدرت مطلقه خود آفریده و دارای هیچ نوع شری نیست و دقیقا همان است که خدا می خواسته، با وجود این به انحراف گراییده است اگر چه که انسان ها آزاد هستند که گناه بکنند اما چون دارای کمال هستند و هیچ شری در وجود آنها نیست و محیط آنها هم از شر خالی است هرگز نباید مرتکب گناه شوند از این رو همین به خطا رفتن خلقت و ایجاد شرور در عالم نوعی تناقض است و این به معنای ایجاد شر از عدم است و انتقاد اساسی این است که یک آفرینش بی عیب هرگز به انحراف نخواهد گرایید و اگر در واقع آفرینش به انحراف میل کند مسئولیت نهایی آن به دوش آفریننده آن خواهد بود زیرا این جایی است که نمی توان مسولیت را به گردن دیگران انداخت.
2. انتقادی که در پرتو علم جدید مطرح گردیده است این است که دیگر امروزه نمی توانیم بگوییم یک نوع انسان زمانی از لحاظ اخلاقی و روحانی کامل بوده سپس از آن حالت روانی سقوط کرده و به این حالت امروزی رسیده است. همه شواهد علمی حاکی از این است که نوع بشر به تدریج از صورتهای پست تر حیات ارتقا پیدا کرده و به مرور زمان هر روز بیشتر رشد پیدا کرده و در آغاز خلقت از آگاهی دینی و اخلاقی محدودی برخوردار بوده. علاوه بر اینکه دیگر نمی توان شرور طبیعی از نظیر بیماری، زلزله، توفان و غیره را نتیجه هبوط انسان تلقی کرد زیرا اکنون می دانیم که این شرور و بلایا قبل از خلقت انسان هم موجود بوده است.
3. انتقاد سوم به آن قسمت حرف آگوستین بر می گردد که قائل بود بعضی از افراد بشر دائما در عذاب خواهند بود و عذاب ابدی ذوزخ سرنوشت بخشی از نوع بشر است، چرا که این نوع از کیفر به خاطر اینکه ابدی است و هیچ گاه پایان نمی پذیرد غایت سازنده ای ندارد علاوه بر اینکه بنا بر این قول راه حل مساله شرور ناممکن است زیرا معصیت گنهکاران و شرور غیر اخلاقی به وسیله عذابی ابدی پاسخ داده می شود بنابراین عذاب و عقاب جزء ذاتی از ساختار عالم می شود. به عبارت دیگر نکته‌ی حائز اهمیّت در فرآیند پرورش روح این است که هیک نه تنها به اصل زندگی پس از مرگ باور دارد بلکه زندگی های متوالی را لازمه‌ی رسیدن همه‌ی انسان ها به خیرِ وعده داده شده می داند. نتیجه‌ی مهمی که سخن اخیر هیک در بر دارد حذف عذاب و رنج جاودانه از مجموعه‌ی باورهای مسیحی است. هیک به این ترتیب در نظریه‌ی عدل الهیِ پرورش روح اعتبار ایمان به جهنّم و رنج جاودانه را به چالش میکشد. به عقیده‌ی وی رنج بی پایان و یا جهنّم ابدی در نظریه‌ی عدل الهی سبب بروز تنش هایی می شود؛ زیرا رنج کاملاً بیهودهای را بر انسان ها تحمیل می کند، رنجی که مخرّب نظریه‌ی عدل الهی است و خود شری بزرگتر است و مسأله‌ی شر را با قوّت بیشتر رو در روی متکلّمان قرار می دهد و ناکامی بسیار بزرگتری برای دفاع عقلانی از خداوند متعال، که خیر کامل و عشق لایتناهی و نامحدود است، به بار میآورد.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه