امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0

از دیرباز بیشتر مردم می پنداشتند که بازی کاری بیهوده است؛ ولی امروزه یقیناً که، یکی از نیازهای مهم کودک، بازی و اسباب بازی است. این نیاز درحیطه ی تقویت و فراگیری تعامل اجتماعی، اعتماد به نفس، هوش و خلاقیت و برای بازکردن عقده های دوره ی کودکی و تخلیه ی انرژی زاید، نمود بیشتری پیدا می کند.

در حقیقت کودک از طریق بازی آموزش می بیند. چیزهای تازه ای کشف می کند و به خاصیت اشیا پی می برد، رفتار بزرگ ترها را تقلید می کند، دنیای اطراف خود را می شناسد، به کارها نظم می دهد. کودکان ضمن بازی تجارب زیادی به دست می آورند و متوجه ی بسیاری از مسایل و پدیده های طبیعی می شوند، و با برعهده گرفتن نقش های مثالی در بازی، خود را برای ایفای هرچه بهتر نقش های واقعی در اجتماع آماده می کنند.

بنابراین باید با تغییر نگرش به بازی و اسباب بازی و اهمیت آن، بکوشیم تا با فرهنگ سازی در جامعه، زمینه ای مناسب را برای پرورش صحیح فرزندان این سرزمین فراهم کنیم.

اهمیت و نقش بازی در تربیت کودک:

سؤال این است که مگر بازی کودک چه اهمیتی دارد که معصومین علیهم السّلام به ویژه پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بر آن تأکید ورزیده و خود را مرکب سواری کودکان کرده اند؟

پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «کسی که کودکی دارد، باید با او کودکی کند» (مَن کان عِندَهُ صَبّیٌ فلیتصاب له) و امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز فرمود: «من کان له وَلدٌ صبا»، کسی که فرزندی دارد، باید با او کودکی کند.

حقیقت این است که، بازی از چند جهت نقش موثر و فوق العاده ای در تربیت کودک دارد که به بخش هایی از آن اشاره می کنیم: بازی یکی از نیازهای اساسی و طبیعی کودک است که بی توجهی به آن خسارت روحی ـ روانی بسیاری برای کودک به بارخواهد آورد. چنان که پیش تر گفته شد، وقتی علت طولانی شدن سجده پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را پرسیدند، فرمودند: فرزندم حسن بر دوشم سوار بود، شتاب نکردم تا نیازش برطرف شود.

بدیهی است کودک بر اثر تغذیه دارای انرژی فراوانی است که باید به گونه ای مصرف شود. مصرف این انرژی در کودک جز از راه بازی میسّر نیست. و عدم استفاده از آن، کودک را دچار بیماری های گوناگون روانی و جسمی خواهد کرد.

در این زمینه امام کاظم علیه السلام می فرماید: ((خوب است که فرزند در کودکی به جَست و خیز بپردازد تا در بزرگ سالی بردبار شود. و سپس افزود: جز این کار سزاوار نیست. در واقع انسان در کودکی باید روحیه ی ستیزه جویی، هم چنین ترس ها و تردیدهای خود را به وسیله ی بازی ارضا کند تا در بزرگ سالی بتواند بردباری پیشه کند. هم چنین کودکان همواره براثر ناکامی های گوناگون به عقده های درونی مبتلا می شوند که تخلیه ی این عقده ها در بازی میسّر است؛ زیرا با موفقیت هایی که در بازی به دست می آورند، ناکامی های زندگی را فراموش خواهند کرد، یا به شیوه های گوناگون؛ نظیر: داد و فریاد کردن، یا به گونه ای منطقی در بازی با هم بازی ها یا اسباب بازی های خود، عقده های خود را خالی می کنند. و همین امر موجب تعادل و آرامش درونی آن ها خواهد شد.

در روان شناسی در زمینه بازی، نظریه های متفاوتی ارائه شده، از جمله: نظریه ی رفع انرژی زاید که براساس این نظریه، بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت های هدف دار؛ مانند کار و نیز فعالیت های بدون هدف؛ مانند بازی، مصرف می کند. در واقع در بزرگ سالان این انرژی صرف کار می شود و در کودکان که کار و فعالیت بدنی خاصی جز بازی ندارند، از طریق بازی مصرف می شود.

بنابراین اگر به بازی کودکان اهمیت داده شود، علاوه براین که به نیاز طبیعی کودک پاسخ داده شده است، بسیاری از مشکلات روانی ـ عاطفی کودک را نیز حل خواهد کرد. عدم توجه به این نیاز، علاوه بر این که مشکلات روانی ـ عاطفی را حل نخواهد کرد، خود نیز به عُقده و مشکل روانی دیگری تبدیل خواهد شد.

از این رو امروزه روان شناسان و درمان گران، شیوه های بازی درمانی گوناگونی را برای معالجه بیماری های روانی ـ عاطفی کودکان ابداع کرده اند و از طریق بازی به مشکلات آنان پی برده و از این روش نیز آن ها را درمان می کنند.

بازی، وسیله ای برای رشد همه جانبه و هماهنگ کودک است. درسال های اولیه ی کودکی، بازی در تقویت حواس پنجگانه، کنترل اعضا و هماهنگی آن ها نقشی اساسی ایفا می کند. در همین سنین، کودک در بازی، عواطف و احساسات خود را به عروسک یا افرادی که در بازی با او شرکت می کنند نشان می دهد، ترس ها و تردیدهای خود را بیرون می ریزد، محبت کردن را تجربه می کند، و یاد می گیرد که همواره نباید مورد محبت واقع شد؛ بلکه گاهی هم ممکن است مورد غضب واقع شود. گاهی باید محبت و گاهی نیز باید غضب کرد. کودک در بازی، گاه می خندد و گاه می گرید و از این طریق به تعادل عاطفی می رسد. هم چنین به کمک بازی، رشد هوش و ذهن او نیز تسهیل و تسریع شده وافزایش می یابد.

امروزه، اهمیت بازی در دوران کودکی با پژوهش گسترده ای به طور کامل تأیید شده است. اگر کودک را به ماهی تشبیه کنیم، بازی، همانند آب زلالی است که کودک در آن شناور می باشد. پس بازی برای کودک همان زندگی است. از این رو باید شور زندگی را در میان کودکان جست وجو کرد و کودکان را نیز، باید همواره در حال بازی نگریست. چنان چه کودکی را از بازی محروم کنند، کودکی کودک، موجودیت، سلامت و آینده اش را از او ستانده اند. دنیای بدون بازی، از نظر کودک زندانی بیش نیست.

بازی پیامبر با کودکان:

بازی برای کودک نیازی طبیعی است که بدون آن، کودک رشد خوبی نخواهد داشت. کودکی که به بازی علاقه ای نداشته باشد بیمار به شمار می رود. همه ی انسآن ها اعم از بزرگ و کوچک،حتی انبیا و اولیا در دوران کودکی تمایل به بازی داشته و کم و بیش به آن می پرداختند. این مسأله حاکی از آن است که بازی یکی از نیازهای طبیعی انسان محسوب می شود.

این نکته نیز حائز اهمیت است که برخی از والدین و سرپرستان کودک با وجود علم و آگاهی به این نیاز کودکان، توجه کافی به برآوردن این نیاز و آثار تربیتی فراوانی که برآن مرتبط است، نشان نمی دهند و از آثار زیان باری که براثر بی توجهی به این نیاز کودک مرتبط است، غافلند. پیشوایان دینی ما علاوه براین که کودکان را در بازی کردن در دوره ی کودکی آزاد می گذاشته اند، خود نیز در بازی آنان شرکت داشته و به بازی آنان، شغل و کارکودکان و در واقع به زندگی و شخصیت آن ها احترام می گذاشته اند.

پیامبر(ص) نه تنها مانع بازی کودکان - حتی به هنگام حضور خود در منزل - نمی شد، بلکه آن ها را نیز به بازی دعوت می کرد. انس بن مالک نقل می کند: ((پیامبر برای ادای نماز به مسجد آمد در حالی که امام حسن علیه السلام را در بغل داشت، و او را در کنار خود نشاند. وقتی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به نماز ایستاد، سجده اش طولانی شد. من سراز سجده برداشتم دیدم حسن علیه السلام بردوش پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سوارشده است. وقتی نماز تمام شد، مردم از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پرسیدند: هیچ گاه، سجده شما این قدر طولانی نمی شد! آیا وحی نازل شده است؟ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند نه! وحی نازل نشده، ولی فرزندم بر دوشم سوار شده بود، صبرکردم تاخودش از دوشم پایین بیاید))

علاوه بر این، گاهی پیامبر میان کودکان خود، مسابقه دو و کشتی برگزار می کرد.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه نقل می کند: حسن بزرگترین فرزند علی علیه السلام و بسیار بزرگوار، سخی و حلیم بود، و پیامبر او را دوست می داشت. روزی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بین او و حسین علیه السلام مسابقه ی دو گذاشت. حسن علیه السلام از حسین علیه السلام پیشی گرفت. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم او را برزانوی راست و حسین علیه السلام را برزانوی چپ خویش نهاد.

از این رفتار پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم استنباط می شود، آن چه که در بازی ها و مسابقه ها ملاک است، ایجاد رقابت است که موجب می شود افراد شرکت کننده سعی و تلاش خود را به کارگیرند تا موفق شوند؛ یعنی، در واقع خود موفقیت و پیشی گرفتن مشوّق خواهد بود و لزومی ندارد که تشویقی اضافه برآن صورت گیرد، و جوایزی برای برنده ی در نظر گرفته شود، علاوه بر این به فرد مغلوب و کسی که نتوانسته است برنده مسابقه شود نیز نباید کم توجهی شود؛ بلکه دوطرف مسابقه را باید احترام کرد. اگر چه ممکن است همین که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برنده را برزانوی راست نهاد، نوعی تشویق اضافی محسوب شود؛ زیرا در اسلام طرف راست همواره از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.

پیامبراکرم (ص) علاوه بر تشویق فرزندان خویش به بازی، خود نیز در بازی آن ها شرکت می کرد. و با آن ها به بازی می پرداخت. ابن مسعود می گوید: ((پیامبر حسن علیه السلام را برپشت خود سوار می کرد. حسن علیه السلام را در سمت راست و حسین علیه السلام را در سمت چپ می گذاشت، راه می رفت و می فرمود: چه شترخوبی دارید و شما چه سواران خوبی هستید. پدرتان از شما بهتر است)).

توجه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به بازی کودکان، تنها اختصاص به حسنین ندارد. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم باکودکانی غیراز فرزندان و یا نوه های خویش با بچه های دیگر نیز به بازی می پرداخت که نمونه ای از آن را در این جا ذکر می کنیم:

((پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم برای اقامه ی نماز عازم مسجد بود. در راه به کودکانی برخورد کرد که به بازی مشغول بودند. کودکان همین که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیدند به سوی او دویدند و بر گِردِ او حلقه زدند و گفتند: ((کُن جُمَلی [ شتر ما باش تا بردوشت سوار شویم ])). کودکان که این گونه رفتار پیامبر با حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را دیده بودند، انتظار داشتند که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پاسخ مثبت دهد. و چنین هم شد، و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن ها پاسخ مثبت داد. اصحاب که برای اقامه ی نماز چشم به راه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بودند، بلال را به دنبال پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرستادند. همین که بلال در میان راه با این صحنه رو به رو شد زبان به اعتراض گشود. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «برای من تنگ شدن وقت نماز، بهتر از دل تنگ شدن این کودکان است.» به منزل من برو و اگر چیزی هست برای کودکان بیاور. بلال به منزل پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم رفت و همه جا را جست و جو کرد. تنها هشت دانه گردو یافت. آن ها را نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آورد. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گردوها را در دست گرفت و خطاب به کودکان فرمود: ((اتبیعون جملکم بِهَذِه الجوازات)) آیا شتر خود را به این گردوها می فروشید؟ کودکان به این معامله رضایت دادند و باخوشحالی پیامبر را رها کردند. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز عازم مسجد شد و فرمود: ((خدا رحمت کند برادرم یوسف را که او را به چند درهم فروختند و مرا به هشت گردو)).

از مطالعه ی این سیره به چند نکته درباره ی تربیت کودک پی می بریم:

1. باید احترام کودکان را نگاه داشت و به خواست آن ها در حد امکان پاسخ مثبت داد و آن ها را از این طریق شاد و خوشحال نگاه داشت.

2. کسانی که باتربیت کودکان سروکار دارند، باید با کودکان انس و الفت داشته باشند و با شیوه هایی که کودکان می پسندند باآن ها رفتار کنند. و شأن، منزلت و موقعیت خود را کنار بگذارند تاکودکان نیز با آن ها راحت باشند و احساس دوستی کنند و در نتیجه پذیرای تربیت و آموزش هایی که به آن ها داده می شود بشوند.

3. اگر بخواهیم کودکان را از کاری - به ویژه از بازی هایی که مورد علاقه ی آن ها می باشد- بازداریم، باید به شیوه ای عمل کنیم که آن ها با رضایت خاطر به این کار تن دردهند.

نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه