امروز چهارشنبه 17 آذر 1400 ravanshenasi.cloob24.com
0
معلم نقش مهمی در رشد و تعالی افراد جامعه و فرهنگ سازی دارد، ارزیابی معلمین موفق، منوط به داشتن ملاک ­های دقیقی است که مقاله حاضر این ملاک­ها و شاخص ­ها را در محورهای اخلاقی، شناختی و مهارتی مورد بررسی قرار داده است و به دنبال آن به شاخص­های انتخاب معلم به عنوان یک نیروی انسانی به نقش مدیریتی، روش تدریس و تعلیم و تربیت در نظام پویا اشاره شده است.
در فرایند تعلیم و تربیت، یکی از مهمترین ارکان تربیت، معلم است. او است که با روح و جان متعلم ارتباط دارد و زمینه را برای اثرگذاری سایر ارکان (متربی و محتوای تربیت) فراهم می ­سازد. معلم با توجه به نفوذ معنوی­اش می­تواند قلب، اندیشه و رفتار شاگر را تسخیر نماید و به عنوان یک الگوی محبوب مطاع پذیرفته شود. از این رو معلمین ارزشمندترین کار را برعهده دارند و بر این اساس ارزشمندترین افراد نیز می­باشند. رسول گرامی اسلام می‌فرماید: نزدیک‌ترین مردم به درجه نبوت اهل علم و جهادند که مردم را به آنچه رسولان الهی آورده‌اند، راهنمایی می‌کنند.
بنابراین می­توان گفت معلمی شغل مقدسی است شغل خداوند و انبیای الهی است به سبب همانندی شغلی شایسته است که معلمان خود را به صفات اخلاقی و ویژگی معلمان واقعی بشر بیارایند.
نقش معلم در رشد علمی و فرهنگی جامعه به ویژه مراکز آموزشی روشن است. معلم به مانند چشمه­ای است که هر چه سطح آن بالاتر بیاید، زمین­ های بیشتری را آبیاری می­کند و هرچه سطح آن پایین رود، آبادانی کمتر می­شود. از این رو مراکز آموزشی به منظور ارتقاء سطح علمی مراکز خود، دست به ارزشیابی وضعیت موجود استادان زده و ملاک­ها و معیارهایی را برای تشخیص توانمندی آنها در نظر می­گیرند. این ملاک­ها از طریق دانش­پژوهان، گروه­های علمی، کادر اداری و خدماتی می­تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. پژوهش حاضر پیشینه و ادبیات مربوط به توصیف شاخص­های معلمی با توجه به منابع مربوط به حوزه تعلیم و تربیت است که زمینه­ساز تهیه فرم­های مناسب برای ارزیابی استادان و همچنین تهیه پرسشنامه برای بررسی­های آماری را فراهم می­سازد. پژوهش حاضر، شاخصه­های معلمی را در مؤلّفه­های گوناگون مورد بررسی قرار داده است، که در ادامه به آنها می­پردازیم.شاخصه­ های معلمی در بُعد اخلاقی
معلم و معلمی، همواره در ادیان آسمانی و در اندیشه بزرگان و متفکرین جهان، مورد تکریم و احترام بوده است.
بوعلی سینا در امر آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت کودک، از پدر می­خواهد که در انتخاب آموزگار بسیار دقت کند و بداند فرزندش را به دست چه کسی می­سپارد. بوعلی سینا پس از بیان ضرورت آموزش و تعلیم به موقع کودک در ارتباط با ویژگی های معلم می­گوید: اولا باید در انتخاب آموزگار و مربی کودک دقیق شد که خردمند و دیندار باشد و راه تهذیب اخلاق و پرورش و تربیت بچه را بشناسد و با وقار و سنگین و با مروت و پاکدامن و نظیف باشد و راه معاشرت را بداند.
ابن سینا می­گوید: معلم باید با استعداد و متدین باشد... در آموزش بچه ­ها مهارت داشته، با وقار و آرام باشد و از سادگی بسیار به دور بوده، رفتار سبک نداشته باشد، خیلی جدی و بی نشاط نباشد، بلکه باید مهربان و فهیم بوده، با فضیلت، تمیز و شایسته باشد.
ابن سینا اظهار می­دارد که معلم تنها دانش و حقایق را به شاگردان انتقال نمی­دهد، بلکه آنها را با ارزش­ها و اعتقادات خود و نیز با آداب و فضیلت­هایی که به او عطا شده است روبرو می­کند. اگر معلم به سهم خود، دانش را با دقت و با احساس به دانش آموزان انتقال دهد، آنها هم رفتار و فضایل معلم را به سادگی و بی­اراده از راه یادگیری تقلیدی، کپی می­کنند.
آیت الله مظاهری در کتاب «ویژگی‌های معلم خوب» شرایط زیر را در انجام رسالت معلمی مهم برمی‌شمرند:
شرط اول آن است که معلم باید قدر خود را بداند و منزلت خویش را بشناسد، دوم این که بداند دانش­آموزان در دست او امانت‌اند و او امانتدار است. شرط سوم رأفت و مهربانی نسبت به متعلم و دانش‌آموز است. شرط چهارم مراعات آداب و رسوم اجتماعی است، به ویژه توجه به آداب سخن گفتن در پرهیز از بکارگیری کلمات رکیک و تمسخر کردن و نیش و کنایه زدن و داشتن فصاحت و بلاغت. پنجمین شرط داشتن سعه صدر و صبر و بردباری است. شرط دیگر داشتن اخلاص در کار و معلمی است یعنی کار خود را برای خدا انجام دهد و مدرسه و کلاس و گفتار و کردارش، همه و همه رنگ خدایی داشته باشد. معلم باید افزون بر تعلیم و تربیت، به دیگران شخصیت دهد، لذا در اسلام، کوبیدن شخصیت دیگران گناهی بزرگ است. شرط دیگر، داشتن معلومات عمومی دینی (مانند آشنایی با مسائل و احکام دینی و توانایی در قرائت قرآن) داشتن تقوا، وجدان اخلاقی، قانون­مداری، امر به معروف و نهی از منکر و طرز معاشرت اجتماعی نیز از شرایط عامی هستند که باید در وجود انسان، خصوصا معلم، برای کنترل غرایز و تمایلات وجود داشته باشد.
معلمی که قدر و منزلت خویش و کار مهم خویش یعنی تعلیم و تربیت را می­داند، دانش آموز را امانتی الهی دانسته و برای خود و متعلمش، هدفی والا ترسیم نموده و بر اساس آن، امر مهم معلمی را انجام می­دهد. طبیعی است که انسانی که فهمید موجودی ابدی است و بسوی ابدیت همیشگی در حرکت است، برای متربیان خود نیز برطبق همین هدف والا برنامه ­ریزی می­کند.
بناری در مقاله خود تحت عنوان «بررسی صفات خداوند به منزله مربی در قرآن» صفات الهی را با این نگاه به چهار مقوله کلی اساسی دسته بندی کرده است که عبارتند از:
دسته اول، صفاتی که بر دانایی و حکمت دلالت دارد و شامل علیم، بصیر، خبیر و حکیم می­شود.
دسته دوم، صفاتی که بر مودت و رحمت دلالت دارد و شامل رحیم، رحمان، رئوف و ودود می‌شود.
دسته سوم، صفاتی که بر عفو و مغفرت دلالت دارد و شامل غفار، غفور، عفو، حلیم و تواب می‌شود.
دسته چهارم، صفاتی که بر اقتدار و عزت مربی دلات دارد و شامل عزیز، غنی، قدیر، قوی، علی، کبیر، عظیم، مقتدر، جبار، متکبر، ذوالقوه المتین، قهار، ذوانتقام، شدید القوی و شدید العقاب می‌شود. از این رو معلمین نیز باید در انجام رسالت خود در کسب و حفظ و توسعه علم، ارتباط عاطفی، گذشت و اقتدار خود بکوشند.
لذا معلم که برترین نقش را در تربیت متعلم دارد، باید افزون بر تخصص و تعهد، از جهت عاطفی با متربی خویش، رحیم و مهربان بوده و تا شکوفا شدن استعدادهای آنان، از حلم و صبر برخوردار باشد و در عین حال با قاطعیت و جذبه خویش، از قوه قهریه لازم و به موقع نیز بهره برد.
بافکار، نیز با توجه به آیات قرآن برخی از ویژگی‌های معلمان واقعی را این گونه برمی­شمرد:دعوت به توحید، به عنوان نخستین آموزه دین، چنانچه لقمان به فرزند خود آموخت: «یا بنی لاتشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم.» (لقمان، 13) مهر و محبت، در نخستین گام، چنانچه قرآن می‌فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.» (آل­عمران، 159) که اگر نبود رحمت و مهربانی تو هرآینه از اطرافت پراکنده می­شدند.داشتن سعه صدر، قرآن می‌فرماید: «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.» (طه، 25)فروتنی و تواضع در تدریس و برخورد با دانش آموزان؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین.» (شعرا، 215)
هنگامی که معلمی مهربان، متواضع و صبور، درس خویش را با دعوت به توحید، شروع می­کند، در واقع متربی را با عمل و رفتار خود بسوی خداوند یکتا رهنمون نموده است، اگرچه هیچ­گونه درس اخلاقی هم برای دانش ­آموزان نگذارده باشد.
بافکار در بررسی عوامل تأثیرگذار در موفقیت معلم با توجه به کلمات معصومین به نکات زیر اشاره می­کند:تلفیق علم و عمل، بر این اساس قرآن می­فرماید: «لم تقولون ما لاتفعلون.»(صف، 2) مربی و معلم، تنها انتقال دهنده اطلاعات به متربی خویش نیست، بلکه متربی تمام حرکات و سکنات وی را زیر نظر گرفته و بطور ناخود آگاه از او تقلید می­نماید و این امر اهمیت انطباق علم و عمل معلم با هم را می­رساند. بیان شیوا و رسا، چنان چه علی علیه السلام می­فرماید: «بهترین کلام آن است که گوش­ها را در شنیدن بی­رغبت نکند و فهم­ها را به سختی و دشواری نیندازد.» رسا بودن کلمات و نداشتن لکنت زبان و پیچیدگی­های گفتار، شوق دانش آموزان را برای فراگیری علم افزایش می­دهد.آگاه به زمان بودن، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «کسی که آگاه به زمانش باشد، گرفتاری‌ها و مشکلات به او هجوم نمی‌آورند.» شناخت تفاوت‌های فردی، در این باره پیامبر فرمودند: «انسان‌ها همانند معدن‌ها گوناگون‌اند یکی طلا و دیگری نقره است.» معلمی که با توجه به روحیات متفاوت دانش آموزان با آنان برخورد می­کند، بسیار مورد توجه آنها قرار می­گیرد، و همین نکته­ای بسیار مهم در امر آموزش و پرورش استعدادهای نهان دانش­آموزان است.پرهیز از اجبار و تنبیه بدنی علی علیه­السلام می‌فرمایند: «اندرز انسان خردمند به وسیله ادب است و تنها حیوانات با زدن تربیت می‌شوند.»
تنبیه بدنی، تندترین و غالبا بی­حساب­ترین، کم­ اثرترین و در عین حال پر مسؤولیت­ترین واکنش مربی در برابر رفتار نامطلوب دیگران است.
یافته های روان­شناسی، حاکی از این است که تنبیه بدنی، موقعیت فردی و اجتماعی انسان را متزلزل می­سازد و نه تنها خود بخود فرد را متوجه زشتی کارش نمی­کند، بلکه شخصیت او را مضمحل ساخته، آسیب­پذیری وی را افزایش می­دهد، چرا که تنبیه اثر فوری دارد و ممکن است رفتار فرد را بطور موقت کنترل کند، امّا فاقد اثر و ارزش تربیتی است.
اگرچه تنبیه بدنی، در آموزش و پرورش بطور رسمی وجود ندارد، اما از آنجا که معلم و مربی، شامل مربیان دیگر کودک، مانند خانواده و پدر و مادر، بعنوان نخستین مربیان کودک نیز می­شود، باید متوجه باشند که تنبیه بدنی، ضمن اینکه از نظر شرعی و اخلاقی، اشکال دارد، در فرایند تربیت نیز، خلل وارد می­کند.
بافکار معتقد است، معلم چه بخواهد و چه نخواهد نقش تربیتی را هم عهده‌‌دار است چون که تزکیه بر تعلیم و پرورش بر آموزش مقدم است، بنابراین باید با استفاده از داستان و مثال‌های اخلاقی یادگیرندگان را با ارزش‌های دینی آشنا ساخته و در راهنمایی و ارشادشان کوشش نماید. از طرف دیگر، معلم برای دانش­آموزان نقش الگو دارد و به سبب برخورد رویارو با دانش‌آموز، موقعیت ممتازی دارد، ذهن فراگیر پیوسته دانش­آموز، از تمام حرکات و سکنات معلم فیلم برداری می‌کند، بنابران معلم باید سعی کند خود را به عنوان یک الگوی مناسب تقویت کند و به اخلاق انبیاء و اولیا آراسته گردد.
نوری در کتاب خود با عنوان «جایگاه رفیع معلم در اسلام» در مورد شاخصه اخلاقی معلم چنین آورده است:
علاقه به معلمی، اخلاص، خوف و خشیت الهی، عمل به علم، تزکیه نفس، قطع طمع، کتمان نکردن علم، هدف دنیوی نداشتن، شهامت در اظهار حق، پرهیز از لجاجت، اعتراف به جهل و خودداری از بیان مطلبی که نمی‌داند، دقت کامل در گفتار و رفتار، وقار و متانت، استقامت و پشتکار، حلم و بردباری، تواضع، بیان رسا و ساده، سعی در فهم مطلب، عدم تقبیح از علوم دیگر، ترک کلام بیجا، پاکی و آراستگی ظاهری، تهجد و شب زنده داری، از نکاتی است که می­توان با توجه به برخی از آیات و روایات، از شئونات معلم برشمرد.
شهرآرا نیز در مقاله «بسوی تعلیم و تربیت پویا» نکات زیر را در ارتباط اخلاقی معلم مطرح نموده است:یادگیرندگان را به بیان آزادانه و روشن احساسات خود تشویق می‌کنند. نگرش‌های محافظه‌کارانه یادگیرندگان را متعادل می‌سازند.با تکیه به افکار و پیشنهادهای انفرادی و گروهی یادگیرندگان مسایل اخلاقی را مطرح می‌سازند و مشکلات انضباطی را حل می‌کنندپیامدهای اعمال یادگیرندگان را برای آنان روشن می‌سازند.در ارزیابی اعمال مطلوب و نامطلوب یادگیرندگان، بر کارایی فعالیت آنها، نه برخورد آنها تأکید می‌کنند.تربیت اخلاقی را در یک جو اجتماعی – عاطفی آمیخته با آزادی و محبت متعادل، پیاده می‌سازند.از انتقاد غیرسازنده، تهدید، تمسخر، شرمنده‌کردن، تنبیه و دیگر روش‌های منفی استفاده نمی‌کنند، زیرا آنها را مخل پویایی می‌دانند.
کومبز در ویژگی اخلاقی یک معلم خوب می­نویسد: معلم خوب باید متعهد باشد، پرشور و حرارت باشد، شوخ طبع باشد، متواضع باشد، ارزش فردیت خود را بشناسد، دارای ایمان باشد، صمیمی و امین باشد، درستکار باشد، شکیبا و فهیم باشد، دقیق باشد، مهربان باشد، شجاع باشد، احساس امنیت کند، خلاق باشد، جامع الاطراف باشد، مایل به تلاش‌های تازه باشد، انعطاف‌پذیر باشد، معتقد به خدای تعالی باشد.
شاخصه اخلاقی، از مهمترین ملاک­ها برای یک مربی است، و همان­گونه که بعد علمی دانش­آموز، از طریق علم و آگاهی معلم سیراب می­گردد، بتدریج و بطور ناخودآگاه از جهات روحی و معنوی نیز، تحت تأثیر رفتار و منش معلم قرار می­گیرد. لذا دقت در شاخصه­های اخلاقی معلم، نقش بسیار مهمی در سعادت و آینده متربیان خواهد گزارد. شاخصه ­های معلم در بعد شناختی
معلم در لغت به معنی آموزنده و آموزاننده است که با مدرس، آموزگار و استاد هم معنا است. در فرایند آموزش و پرورش، معلم چهره شاخصی است که می‌کوشد مهارت­ها و دانش‌های خود را به صورتی هدفمند به یادگیرندگان برساند و در آن تغییر رفتار ایجاد نماید. معلمی به هر گونه تلاشی که برای هدایت، تکامل و آموزش انسان صورت می‌گیرد، اطلاق می­شود. بنابراین معلم نقش مهمی در سازندگی انسان داشته و برای او وظایف و نقش های متعددی ترسیم شده است.
معلم در انجام رسالت تعلیمی و تربیتی خود بر وجود متربی تأثیر می­گذارد و نقش ایفا می­کند، برخی از این نقش­ها را بافکار ضمن بیان جایگاه معلم این­گونه بیان کرده است.
1. نقش آموزش، در این باره معلم باید از فنون، مهارت‌های آموزشی، اصول آموزش و پرورش و روان‌شناسی عمومی آگاهی کافی داشته باشد، ظرفیت وجودی یادگیرندگان را بشناسد، چگونگی برقراری ارتباط عاطفی با آنها را بداند و از شیوه‌های تدریس، روش‌های ایجاد انگیزه و چگونگی بهره‌گیری از ابزارها و وسایل کمک آموزشی آگاهی داشته باشد به عبارت بهتر معلم باید بداند که چه می‌آموزد؟ برای چه می‌آموزد؟ به چه کسی می‌آموزد؟ و چگونه باید بیاموزد؟
2. نقش دانش­پژوهی، در عصر اطلاعات توقف در سطحی از دانش و آگاهی، برای معلم کاستی و افت به حساب می‌آید. لازمه ایفای نقش بسیار مهم معلمی، بالا بردن توان علمی و تسلط کامل بر درس است تا هم مطالب آموخته شده به شاگردان درست و یقینی باشد و هم، هیچ­گونه ابهامی در مسائل و مطالب آن علم بر آنان باقی نماند.
3. نقش مشاوره، هر معلمی در کنار تدریس، باید شاگردانش را راهنمایی و ارشاد کند، چراکه شاگردان آرام آرام تحت تأثیر اخلاق ارزشی معلم قرار گرفته و با حسن اعتمادی که به معلم می‌یابند مسائل درسی و مشکلات خصوصی و خانوادگی خود را با او در میان می‌گذارند. معلم نیز به سبب ویژگی‌های سنی علمی و تجربه‌ای که دارد به هدایت و ارشاد شاگردان می‌پردازد از این رو معلم باید از اصول مشاوره و راهنمایی مطلع و نقش خود را به درستی ایفا کند.
4. نقش فرهنگی معلم، ارزش‌ها، بینش‌ها و ههنجارهای فرهنگی حاکم بر جامعه را از طریق گفتار و کردار خود به شاگردان منتقل می‌کند و به آموزش و پرورش، به معنای انتقال میراث فرهنگی معنا می‌بخشد. از این رو معلم باید شناخت درست و روشنی از انسان، فرهنگ، تعلیم و تربیت و فلسفه حیات و سعادت داشته باشد. در فرآیند فرهنگی و ساختار اجتماعی یک جامعه معلمان نقش اساسی دارند به طوری که تاریخ تمدن هر کشوری تاریخ معلمان آن کشور است.
این نقش­ها حاکی از آن است که شناخت خود معلم و شناختی که به متعلم خود می­دهد، باید مبنای صحیح و علمی دقیق داشته باشد، تا بتواند ضمن جهت دهی به استعدادهای آنان، در شکوفا سازی استعدادهای علمی آنان، آینده علمی و فرهنگی جامعه را از وجود افراد متخصص و آگاه بهره­مند سازد.
کومبز در بررسی ویژگی‌های معلمان خوب می‌نویسد در کنفرانس 1962 «معلمان برجسته آمریکا» فهرستی به شرح زیر تنظیم شده است:
معلم خوب باید:
بر موضوع درس تسلط کافی داشته باشد، از مسائلی که به طریقی به موضوع درس ارتباط پیدا می­کنند آگاهی داشته باشد، در برابر دانش جدید انعطاف پذیر باشد، فرایند شایسته بودن و تحول را درک کند، تفاوت‌های فردی را بشناسد، رابطه خوبی داشته باشد، دارای ذهنی کنجکاو و قابل حصول باشد.
گلاور در کتاب «روان‌شناسی تربیتی اصول و کاربردها» می‌نویسد: معلمان خوب، خوب به دنیا نمی‌آیند، بلکه ساخته می‌شوند. معلمان خوب غیر از مهارت‌هایی که در تدریس دارند، از صفات فراوان دیگری نیز برخوردارند. آنها درباره دانش‌آموز خود اطلاعات زیادی دارند، از کار با دانش‌آموزان لذت می‌برند و در باره موضوع درس خویش مطلع‌اند و به تدریس علاقه دارند. حرفه پیچیده معلمی احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد و تدریس هنرمندانه، با عواطف و ارزش‌ها به تعبیر برخی، با روح معلم، آمیخته است.
وی می‌نویسد: تحقیقات نشان داده است هوش و شخصیت معلم، در مقایسه با توان علمی و کاربردی او در کلاس درس، از اهمیت کمتری برخوردار است. این تحقیقات، بسیاری از مهارت‌هایی را که موجب تفاوت کیفی تدریس می‌شود را مشخص ساخته‌اند. معلمان خوب قادرند قدرت تفکر دانش‌آموزان را پرورش دهند، رشد او را تسهیل کنند، به خوبی از عهده‌کلاس برآیند، به سرعت با دانش‌آموزان خود ارتباط برقرار کنند، درس خود را در کیفیتی بالا عرضه کنند، یادگیری دانش‌آموزان را ارزیابی کنند، به نیازهای دانش‌آموزان خاص پاسخ دهند و خود را با شرایط متغیر تطبیق دهند.
تورس در کتاب «تربیت معلم، به سوی الگویی تازه برای آموزش معلمان» چنین گوید: معلمان باید نقش‌هایشان را از صورت تکنواز به همنواز تغییر دهند و به جای تأکید بر پخش اطلاعات، برکمک کردن به نوآموزان در راه جست و جو، تنظیم و درک دانستنی‌ها، تأکید ورزند و بیشتر در هدایت‌کردن آن ها بکوشند تا در قالب ریختن آنان. شاخصه ­های معلم در بعد مهارتی
روشن است که اخلاق و دانش معلم نقش مهم و ارزنده­ای در سازندگی شخصیت علمی و عملی یادگیرندگان دارد، اما صرف اینها نمی­تواند موفقیت یک معلم را تضمین کند، بلکه در کنار معنویت و آگاهی او، داشتن مهارت­های لازم، معلم را در رسیدن به مقصد علمی و تربیتی دانش آموزان، کمک می­کند. در این باره گیانت می­نویسد: ما می­دانیم که در تئوری، آموزش و پرورش خوب چیست، اما آنچه در جریان آموزش نیاز است، مهارت است.
گویند روزگاری فیلسوفی سوار بر قایقی کوچک، از رودخانه بزرگی رد می­شود، از قایقران پرسید: آیا شما فلسفه می­دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی­شود گفت که می­دانم، فیلسوف گفت: پس دوست عزیز یک سوم عمرتان بر فناست و باز پرسید: حالا بگو ببینم ادبیات می­دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی­شود گفت که می­دانم. فیلسوف جار زد پس دو سوم زندگیتان بر باد رفت. در همان موقع، قایق به صخره­ای اصابت کرد و کم کم در آب فرو رفت. قایقران از فیلسوف پرسید: شما شنا بلدید؟ فیلسوف در جواب گفت: خیر. مرد قایقران گفت: پس کل زندگی شما بر باد رفت.
کومیز می­نویسد: قدیمی­ترین مفهوم از معلم خوب این بود که فاضل و دانشمند باشد و بر این اساس هر کس با معلومات باشد، می­تواند تدریس کند. شکی نیست که معلم می­باید دارای اطلاعات و معلومات لازم باشد، اما حتی بدون تحقیق، این مسئله بر کسی پوشیده نیست که داشتن معلومات و اطلاعات کافی نیست، زیرا اغلب ما می­توانیم معلمانی را به خاطر بیاوریم که بر موضوع درس بسیار مسلط بوده­اند، لیکن از تفهیم مطلب عاجز بودند.
از آنجا که علم غیر از مهارت است، اگرچه داشتن علم و آگاهی برای معلم از ضروریات معلمی است، لکن انتقال علم معلم به متعلم و تأثیر پذیری دانش ­آموز از الگوئی بنام معلم، نیازمند مهارت­های لازم در این زمینه است، لذا در کنار آگاهی، باید نسبت به برخی موارد مهارت داشت، تا بتوان از علم و آگاهی به نحو احسن استفاده نمود.
صافی در کتاب «تمرین معلمی» به فرایند مهارتی معلم در طی سه مرحله مهارت‌های قبل از تدریس، ضمن تدریس و بعد از تدریس اشاره می­کند و می­نویسد: صاحب‌نظران تعلیم و تربیت، بر ایجاد مهارت‌های زیر در سه مرحله یاد شده در فرایند تعلیم و تدریس، تأکید کرده‌اند:
مهارت در خودآگاهی و خودسازی.
مهارت در دانش­افزایی از طریق خودآموزی، گذراندن دوره‌های آموزشی گوناگون.
مهارت در شناخت دانش‌آموز و کاربرد روش‌های شناخت و کسب اطلاع از او.
مهارت در زمینه طراحی آموزشی. (طرح روزانه، ماهانه و سالانه)
مهارت در شناخت استعدادها و پرورش توانمندی‌های دانش‌آموزان.
مهارت در کاربرد فناوری آموزشی در فرایند تدریس.
مهارت در اداره کلاس و تشکیل گروه‌های کار، متشکل از شاگردان.
مهارت در برقراری ارتباط موثر با شاگردان، همکاران و خانواده.
مهارت در کاربرد فنون و روش‌های گوناگون تدریس.
مهارت در سخنوری و انتقال پیام به متعلم.
مهارت در دادن تکلیف و رسیدگی به تکالیف و تمرین‌های دانش‌آموزان.
مهارت در تقویت روحیه و ایجاد انگیزه و شوق به یادگیری در دانش‌آموزان.
مهارت در ابداع و نوآوری و کاربرد روش‌های تجربی.
مهارت در شناخت مشکلات دانش‌آموزان و راه‌های کاهش آن با استفاده از خدمات راهنمایی و مشاوره.
مهارت در ارزشیابی تکوینی و پایانی و تحلیل نمره‌های دانش‌آموزان.
مهارت در تشویق و تنبیه دانش‌آموزان.
مهارت در انجام پژوهش‌های لازم (معلم پژوهنده) یا (اقدام پژوهی) در فرایند تدریس.
مهارت نگارش تجربیاتی که ضمن فرایند تدریس و رفتار با دانش‌آموزان کسب کرده است.
مهارت در شناخت سازمان آموزش و پرورش و سازمان اجتماعی مرتبط با آموزش و پرورش و استفاده از امکانات محیطی در فرایند تدریس و تربیت فراگیران.
مهارت جنبه عملی شناخت و آگاهی است و در ابتدا هرچه کوچکتر و سبکتر باشد، سریعتر آموخته می­شود، لذا رؤوف در کتاب «تربیت معلم و کارورزی» می‌نویسد: متخصصین آموزش کوشیده‌اند شیوه‌های تدریس را به مهارت‌های کوچک تقسیم کنند، چون مهارت‌های کوچک را سریع‌تر می‌توان آموخت و ارائه کرد. عمده‌ترین تک مهارت‌ها عبارتند از:
مهارت در انتخاب موضوع. (مطالب مناسب و قابل فهم و درک مخاطبین)
مهارت در آماده شدن قبل از ورود به کلاس. (تهیه طرح درس، مطالعه، گردآوری مطالب لازم و آماده­سازی کارافزارهای آموزش)
مهارت در شروع دلچسب و رغبت­انگیز.
مهارت در بیان ساده و قابل فهم. (تدریس یعنی توان انتقال مطالب به مخاطبان موجود، چراکه داشتن زبان روان و ساده و عاری از تکلّف‌ و کلی‌گویی،‌ باعث زودتر و راحت‌تر یاد گرفتن مطالب می‌شود.)
مهارت در بکارگیری کلمات خوب و با ارزش. (به کار بردن کلمات درست و مناسب و پرهیز از لغات نابه‌جا)
مهارت در پرسش. (پرسش، جویندگی و پویندگی تمام نشدنی می­آفریند و پاسخ هر سوال، مقدمه­ای است برای پرداختن به سوالاتی که مسائل تازه­تری را مطرح می­کند.
مهارت در پیوند مطالب درسی با زندگی روز مره. (همسو کردن و همگام نمودن درس با زندگی)
مهارت در استفاده از کار افزارهای آموزشی.
مهارت در تشویق و ترغیب کردن. (تشویق به جا و مناسب و به اندازه عامل تقویت روحی و برانگیزنده توان فکری شاگردان می­شود)
مهارت در خلق مثال‌های رهگشا. (مثال خوب و مناسب، مثل کلیدی است که به قفل می‌خورد و به راحتی آن را می‌گشاید)
مهارت در تعیین تکلیف مناسب و ذوق­انگیز.
مهارت در به اجرا گذاشتن کارهای گروهی و فعالیت‌های جمعی.
مهارت در کشف استعدادها و شکوفاکردن خلاقیت‌های دانش‌آموزان.
مهارت در توجه به تمامی شاگردان، خصوصا توجه به شاگردانی که نیازهای ویژه دارند.
مهارت در مشاوره با شاگردان مسئله دار.
مهارت در ارتباطات غیرگفتاری. (تنظیم صدا، رفتارهای خوش، رفتارهای مناسب، رازداری، پوشش مطبوع و دلپذیر)
مهارت در جمع بندی مطالب.
آنچه مناسب است به فهرست ارائه شده اضافه کرد، توانمندی معلم در تهیه پرسش و ارزیابی درست و همچنین توانمندی و مهارت در ارتباط با مجموعه آموزش جنبه­های اخلاقی و فرهنگی و دینی و ارزشی و غیره می­باشد.
شهرآرا نیز در مقاله «بسوی تعلیم و تربیت پویا» بخشی از مهارت‌های معلمی در ارتباط با دانش‌آموزان را اینگونه بیان کرده است:
الف. راه‌های شناخت استعدادهای گوناگون یادگیرنده.
ب. ایجاد باور نسبت به لزوم فراهم کردن محیط مناسب برای مطرح کردن پرسش‌ها و ایده‌های گوناگون یادگیرندگان.
ج. توانایی ایجاد این بینش در یادگیرندگان، که عقاید آنها و در نتیجه خود آنها، دارای ارزش و اعتبار هستند.
د. مهارت در مطرح کردن سوال‌های برانگیزنده با استفاده از روش‌‌های اکتشافی و سقراطی و گفتگوی آزاد.
ح. بالابردن توانایی معلمان در زمینه گسترش و بسط دادن موضوعات و پرسش‌های مطرح شده.
و. مهارت پیش‌بینی رفتار یادگیرندگان، بر اساس شناختی که از تحول جسمی – روانی و وضعیت خانوادگی و فرهنگی آنها به دست می‌آورند.
مهارت تشخیص مسایل و مشکلات آموزشی - روانی یادگیرندگان.
مهارت نسبی در رفع مسایل و مشلکات آموزشی - پرورشی و خانوادگی یادگیرندگان.
توانایی برقرار کردن ارتباط با سازمان‌ها و نهادهایی مانند موزه‌ها، نمایشگاه‌ها و...
توانایی همکاری و تبادل نظر با مشاوران مدرسه و اولیای یادگیرندگان.
مهارت در همکاری و برقراری هماهنگی با معلمان و دیگر دست اندرکاران آموزش و پرورش و جلب حمایت و پشتیبانی آنان.
در مجموع، مهارت­های لازم در امر تعلیم و تربیت، به سه دسته تقسیم می­شود: مهارت در انتقال مفاهیم علمی و آموزشی، مهارت در ارتباط عاطفی و مشاوره­ای با متربیان و مهارت در انتقال مفاهیم ارزشی و اخلاقی به دانش­آموزان.شاخصه های انتخاب معلم به عنوان یک نیروی انسانی
با توجه به اینکه معلم بعد از خانواده بیشترین تأثیر در کودک را دارد، و برترین دوره رشد کودک در کنار معلم است، برای انتخاب معلم، باید به چند ویژگی­ عمومی توجه کامل شود.سلامتی جسمی: سالم بودن، نداشتن بیماری های واگیردار و یا مخل کار معلمی نداشتن معلولیت هایی مثل ثقل جامعه، ضعف بینایی، لکنت زبان و نظایر آن.سلامت روانی: نداشتن بیماری­های روانی و عصبی از قبیل فشار، افسردگی، عقده­های روانی، عقده حقارت، عصبانیت بیش از حد عاطفی و یا بی عاطفه بودن و غیره.سلامتی فکری: داشتن قدرت و تفکر و تعقل، برخورداری از تفکر منطقی و استدلال، قدرت درک مفاهیم و موضوعات، قدرت قضاوت و استنتاج، داشتن فلسفه، جهان بینی و ایدئولوژی روشن و نظایر آن تحصیلات مناسب: داشتن حداقل مدرک تحصیلی مورد نیاز در رشته خاص تدریس در مقطع تحصیلی مورد نظر.تجربه یا سابقه کار مناسب: داشتن حداقل تجربه کار تدریس یا کارورزی کافی به طوری که هنگام کار، نیاز به آزمون و خطا نباشد و موجب زیان به روحیه و سرنوشت دانش آموزان نگردد.ویژگی­ های خانوادگی و اجتماعی: بررسی شرایط اجتماعی، اخلاقی و تربیتی خانواده برای اطمینان از حسن سلوک و رفتار و ویژگی­های تربیتی معلم، داشتن حسن شهرت در بین دوستان و جامعه و نداشتن سوء پیشینه مخل رسالت تعلیمی و تربیتی معلم. توانمندی­ ها و مهارت­ های خاص: توان انتقال مفاهیم و به کارگیری روش های تدریس نوین، برقراری روابط حسنه با دانش آموزان و مدیر یا معلمان و اولیا، نظارت و سرپرستی بر امور تحصیلی و تربیتی دانش­آموزان، که در قسمت­های قبل به آن اشاره شد.منش و شخصیت: بررسی میزان برون گرایی و درون گرایی فرد، میزان دوست داشتن دانش آموزان و علاقه به انسان­ها، میزان خونسردی و بردباری و همچنین خونگرمی و جوشش به موقع او، میزان مسئولیت پذیری و حفظ اسرار افراد، اعتماد به نفس، میزان خلاقیت، ابتکار و نوآوری و غیره.
چنانچه یک معلم از زوایای فوق مورد مطالعه قرار گیرد، بدون تردید بسیاری از مشکلات موجود مدارس و مدیران برطرف خواهد شد. در چنین وضعی مسلما دانش­آموزان نیز بهره بیشتری برده و استعدادهای آنان شکوفا خواهد شد. مجموعه ویژگی­های برشمرده، مفهومی به نام خودابزاری را در آموزش و پرورش تضمین خواهد کرد که نهایت امر، سبب بهبود کیفی نظام آموزشی خواهد شد.
رایت کومبز در کتاب «آموزش تخصصی معلمان» در این باره گفته است که منظور از تربیت یک معلم خوب یا هر کارگزار دیگر، این نیست که فرد به عنوان یک تکنسین، حرفه­ای را یاد بگیرد و به طور مکانیکی آن را در همه حالات به یک شکل به کار برد. هدف این است که فرد از معلومات، دانش و آگاهی خویش و منابعی که در اختیار دارد، برای حل مشکلات و مسائلی که مسئولیت آنها بر دوش اوست، بهره گیرد. او مفهوم خودابزاری را برای همه مشاغل صادق می­داند. مثلا پرستاری نوین می­طلبد که پرستار با بیمار خود روابط انسانی مناسب برقرار کند و یا در مشاوره و روان درمانی، خود بیمار باید درگیر مسائل شده و اهمیت کار را درک کند.
بنابر آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت یک معلم خوب:از سلامت جسمی، فکری و روانی برخوردار است.تحصیلات و تجربه متناسب با تدریس دارد.ویژگی­های خانوادگی و اجتماعی و شخصیت والا دارد.دارای توانمندی و مهارتهای خاص متربیان است.رابطه‌اش با دانش‌آموزان مثبت است.به احساسات دانش‌آموزان توجه می‌کند.محیط مطلوبی برای یادگیری پدید می‌آورد.از کار با دانش‌آموزان لذت می‌برد.دانش‌آموزان را به فعالیت‌های یادگیری می‌کشاند.خلاق و نوآور است.دانش‌آموزان را به داشتن تصویر خوبی از خود هدایت می‌کند.به‌طور جدی در فعالیت‌های رشد حرفه‌ای خود شرکت می‌کند.انعطاف‌پذیر است و به موضوع درسی تسلط کافی دارد.ثابت‌قدم است و عادلانه رفتار می‌کند.
شاخصه ­های معلم در نقش مدیر
توحید راحلی در سایت خود به 9 مرحله کلی شاخصه معلم در نقش مدیر اشاره می­کند:طرّاحی و برنامه ­ریزی آموزشی
- تمرکز آموزش بر یک یا بیش از یک هدف
- توسعه توانایی دانش آموز برای یادگیری دانش، مهارت وتفکّر
- تلفیق مهارت، محتوی و فرآیند تفکّر
- پیشنهاد اهدافی که یادگیرنده را تحریک می­کند
- ارائه تجارب متناسب با رشد یادگیرندگان
2. ایجاد فضای یادگیری
-ارتباط در نقش مثبت و حمایت­کننده
- ایجاد تعامل و توازن محترمانه درکلاس
- حسّاسیت نسبت به تفاوت های علمی، فیزیکی، اجتماعی وفرهنگی
- ارائه، بررسی و بازخورد فعالیت­های خارج از کلاس و تکالیف درسی
- انعطاف پذیری و تطبیق فرایند کلاس با مقتضای محیط
- سازماندهی مواد و وسایل
- فعال سازی پژوهش­های گروهی
- استفاده از تکنیک­های پرورش دهنده خود کنترلی
- ایجاد میل به پذیرش بازخورد مثبت و منفی
3. اجرا و اداره آموزش
- تبیین استانداردهای اختصاصی
- پیونددانش پیشین دانش آموز با یادگیری
- نمایش مفاهیم و فرایند تفکّرکه لازم به آموزش است
-استفاده از راهبردهای چندگانه یادگیری
- ایجاد شرایط مناسب برای یادگیری متناسب با تفاوت­های فردی
- انتخاب نمونه ­های طرز تلقّی دانش­آموزان برای تمرکز خودشان بر تفکّر
- استفاده از راهبردهای سؤال­برانگیز
- راهنمایی دانش آموزان در بیان کردن و توضیح دادن نسبت به عملکرد
- آسان کردن مهارت­های بین فردی
-استفاده از چشم انداز مختلف درتطبیق دانش با تجارب یادگیری دانش آموز
- استفاده خلّاق از وسایل
- شناسایی مشکلات یادگیری دانش آموزان و هدایت آنان
- استفاده بهینه از زمان
- ایجاد فضا برای تمرین آموخته­ها
- پیوند یادگیری با انتظارات نقش­های آتی
4. ارزیابی و ابلاغ نتایج یادگیری
- بررسی وضعیت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
- ثبت و بررسی فرایند آموزش در دفاتر مربوطه
- استفاده از ارزشیابی و منابع اطلاعاتی چندگانه اطلاعاتی چندگانه
- ایجاد شرایط متناسب با تفاوت­های اجتماعی و فرهنگی دانش­آموزان برای ارزشیابی از آنان
- تقویت حس ّموفّقیت در همه شاگردان
- ارزشیابی با ملاک­های مقرّر
- ترغیب دانش آموز به خودسنجی با ملاک­های مقرر و توجه به عملکرد بعدی
- تحلیل اطلاعات حاصل ازارزیابی به طور منظّم و سیستماتیک
- اهتمام به ارزشیابی فرایندی و بکارگیری ابزارهایی چون پوشه کار، چک لیست، آزمون عملکردی و......
5. تعمّق بر آموزش و ارزیابی
- تقویت میل به مطالعه و کتاب خوانی در دانش آموز
- تحلیل فردی و جمعی تأثیر تجارب یادگیری
- ارزیابی میزان اثربخشی آموزش و تحلیل نتایج
6. همکاری با همکاران و والدین
- مشخص نمودن مکان و زمان همکاری
- شرح هدف تلاش­های مبتنی بر همکاری
- بیان استانداردهای همکاری
- به نمایش گذاشتن مدیریت کارآمد (اثربخش) از جهت سود همه جانبه
- تقویت سعه صدر نسبت به دیدگاه­های مختلف
7. شرکت در توسعه حرفه­ای
- تلاش در جهت ارتقاء سطح تحصیلات
- تعیین ملاک و نقاط قوّت و اولویت رشد
- طرّاحی توسعه حرفه­ای به منظور گسترش خزانه دانش
- شرکت در توسعه حرفه­ای (ضمن خدمت)
- نشان دادن ملاک­های بهبود عملکرد
- تلاش در جهت بازسازی تجارب خویش
8. آگاهی از دانش محتوایی
- ربط دادن زمینه­های تحصیلی با موقعیت­های واقعی زندگی
- جمع آوری مفاهیم کلیدی مرتبط با رشته تحصیلی خاص
- به کارگیری اثربخش روش­های پژوهشی مرتبط
- ارائه چشم انداز چند فرهنگی تدریس محتوا
- بهره گیری از تکنولوژی مرتبط
9. استفاده از فنون و تکنولوژی
- بکارگیری الگوها و روش­های نوین تدریس
- استفاده از تکنولوژی در ارزیابی
- استفاده از رایانه چند منظوره با نرم افزارهای مختلف
- استفاده از اصطلاحات علمی و فنّی مرتبط با رایانه در ارتباطات کتبی و شفاهی
- نشان دادن دانش استفاده از علم تکنولوژی درتجارت، صنعت و جامعه
- درخواست وسایل برای دانش آموزان ویژه
- ارائه طرح درس مبتنی بر نیازهای متفاوت دانش آموزان
- ممکن ساختن یادگیری مادام العمر با استفاده از تکنولوژی
- شناسایی منابع لازم تکنولوژی مانند نرم افزارهای آموزشیشاخصه­ های معلم در روش تدریس
مهمترین وظیفه معلم تدریس است و هرچه شیوه تدریس از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، انتقال مفاهیم به دانش­­آموز، سریعتر و آسانتر خواهد بود. لذا اگر در شیوه تدریس نیز، شاخصه و معیاری وجود داشته باشد، می­توان معلمان را در این شاخصه از هم متمایز نمود.
سرمد در زمینه روش تدریس، توصیه­های متعددی به معلمان می­کند که مهمترین آنها عبارتند از:
از انتقادی­هایی که شاگردان از کار معلم به عمل می­آورند استقبال کند، بایدهای و نبایدهای خود را کم کند و خطاپذیری انسان را بپذیرد، تمایل به یادگیری را در شاگردان ایجاد نماید، طوری رفتار کند که احترام شاگردان به او جلب شود، با شاگردان تفاهم برقرار کند، کارا، فعال، انعطاف­پذیر، قابل اعتماد، موقعیت شناس، دارای صدایی گرم و نفوذ معنوی باشد، با شاگردان روابط حسنه برقرار کند، همه شاگرادن را با یک چشم بنگرد، با نظم و ترتیب کلاس را اداره کند، در بحث­ها از جدال و ستیزه­جویی اجتناب کند و مطالب را در حد توان و استعداد شاگردان عرضه نماید.
معلم نباید ذهن شاگردان را خسته کند، زیرا در این صورت از تعلیمات خود نتیجه­ای نخواهد گرفت. حضرت علی علیه السلام می­فرمایند: دل­ها را از ناحیه میل آنها به دست آورید و می­فرمایند: همانطور که تن­ها ملول و خسته می­شوند و احتیاج به استراحت پیدا می­کنند، دل یا روح انسان هم گاهی خسته می­شود و احتیاج به استراحت دارد، در این حال فکرهای سنگین را به او تحمیل نکنید و حکمت­های ظریف به او عرضه بدارید.
توجه داشته باشید که مواردی چون: خود – رهبری، خود انگیزشی، خود فعال بودن، مسئولیت پذیری، خود – رشدی، عادت به کار، وقت­شناسی و تقسیم وقت بین فعالیت­های مختلف تحصیلی و غیر تحصیلی، پرورش خلاقیت­ها و رعایت حقوق دیگران را، باید به شاگردان آموزش داد.
به روابط غیر رسمی کلاس توجه کند، زیرا این روابط با خود – فهمی و اصلاح خود و در واقع با خود شناسی شاگردان ارتباط دارد. روابط یاد شده تشویق کننده، تهدید کننده، به معنی مثبت و یا سازنده و ممدّ عزّت نفس است، احساس همبستگی و قدرتمندی را ارضا می­کند، شکوفایی و احساس امنیت به وجود می­آورد.
سرمد معتقد است معلم در امر تدریس به نکات زیر توجه کند:خوب گوش کند و در واقع شنونده خوبی باشد و شاگردان را به شرکت در بحث دعوت کند. به استفاده از مهارت­های کلیه افراد کلاس توجه داشته باشد و به یک نفر اجازه ندهد متکلم وحده باشد. بحث­های گروهی را در حد امکان و به شرطی که بقیه، شنوندگان خوبی باشند، تشویق کند و شاگردان را به رعایت حقوق اجتماعی ترغیب کند. به شاگردان اجازه دهد ترس­ها، انتظارات و آرزوهای خود را بیان کنند و از یکدیگر انتظارات معقول داشته باشند. بداند که روش­های رهبری متقابل معلم و شاگرد باید انعطاف­پذیر باشد تابتوان انتظارات متقابل را آزادانه بیان یا پیش بینی کرد.به این نکته التفات داشته باشد که هر یک از شاگردان علاقمند، بتوانند به رهبری فعالیت­های کلاس یا گروه برسند.
نوری نیز در کتاب خود نکته‌های زیر را در تدریس موفق به معلمین پیشنهاد می‌کند:کلاس را با توکل بر خداوند شروع کنیم و در تدریس اخلاص و تقوا داشته باشیم. زمان در جلسه تدریس را رعایت کنیم و وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم. هنگام تدریس، چهره بشاشی داشته باشیم و نشاط روحی و عاطفی را حفظ نمائیم. فضای عاطفی در کلاس ایجاد کنیم و احساسات و عواطف یادگیرندگان را جریحه‌دار نکنیم. سعه صدر داشته باشیم و از فضل فروشی پرهیز نمائیم. وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را فراموش نکنیم. به هنگام تدریس آرامش خود را حفظ نمائیم و از قضاوت ناصحیح نسبت به یادگیرندگان پرهیز کنیم. از علما بزرگان و شخصیت‌های دینی با احترام نام ببریم. از به کار بدن کلمات خارج از نزاکت پرهیز نمائیم و اشتباهات خود را توجیه نکنیم. رازدار و محرم اسرار یادگیرندگان باشیم و از تعصب بیجا بپرهیزیم.رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم و از داشتن تکیه کلام پرهیز نمائیم. در تدریس ذوق و سلیقه بکار برده، آرام و شمرده تدریس کنیم. ساده ولی عمیق تدریس کنیم و از یادگیرندگان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم. ذوق و استعداد یادگیرندگان را شناسائی و هدایت کرده و با آنان همدردی کنیم. بین یادگیرندگان رقابت سالم و مثبت ایجاد نماییم و در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم. به یادگیرندگان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم و از تشویق به موقع غافل نشویم. کارها و فعالیت‌های مربوط به کلاس را بین یادگیرندگان تقسیم و به آنها مسئولیت دهیم. مقررات محیط آموزشی را رعایت کنیم و به آن احترام بگذاریم. سعی کنیم کردار و رفتار بدی از خود نشان ندهیم و در هنگام موعظه خود را مخاطب قرار دهیم. پیش از تدریس از مسئولین آموزش شناختی اجمالی از وضعیت و موقعیت و سطح معلومات یادگیرندگان بدست آوریم. بیش از اندازه در کار یادگیرندگان دخالت نکنیم و سخن آنان را بی‌مورد قطع نکیم. به کار خویش ایمان اعتقاد قلبی داشته باشیم. در افزایش آگاهی­ها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم و شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش یادگیرندگان سبک نکنیم. مقررات خشک و افراطی را از کلاس دورکرده و از گروه گرایی و خط بازی خودداری کنیم. نسبت به فعالیت یادگیرندگان بی توجه و بی تفاوت نباشیم و به سوالات یادگیرندگان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم. برنامه‌ریزی درسی داشته و مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم. ضمن ابتکار و خلاقیت در تدریس، از روش‌های تدریس و نحوه بکارگیری آنها آگاه باشیم. به کیفیت شروع، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم و به هنگام تدریس مطالب، تنوع را فراموش نکنیم. از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم و در هر درس، مطالب نو و تازه‌ای بیان کنیم. یادگیرندگان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم و سعی کنیم در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت، بپرهیزیم و در صورتی که احساس خستگی در چهره یادگیرندگان مشاهده کردیم، از ادامه درس خودداری کنیم. سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم و بیش از اندازه معمول به جزوه یا متن درس نگاه نکنیم. موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص نموده و در هنگام تدریس در یک مکان ثابت، توقف نکنیم. ضمن پرهیز از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب، درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم. در هنگام تدریس، از وسایل و امکاانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم. خلاصه درس را در انتهای تدریس، بازگو و از یادگیرندگان نیز بخواهیم، تا نقاط ضعف و قوّت آنان را بیابیم. ظاهر آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی سادگی است، تا الگوی مناسب برای یادگیرندگان باشیم. هنگام خشم بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم و فرصت انتقاد از خود را به یادگیرندگان بدهیم. تجربیات تازه خود را در اختیار یادگیرندگان قرار دهیم و آنان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم. ضمن داشتن قاطعیت هنگام تدریس، تمام توجه یادگیرندگان را به خود جلب کنیم.از اینکه نسبت به پاسخگویی به برخی از سوالات قادر نیستیم، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی‌دانیم.به یادداشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیت‌های مناسب آموزشی خود کمتر تدریس می‌کند، ولی یادگیرندگان بیشتر یاد می‌گیرند. تربیت آن نیست که ما می‌گوییم، بلکه چیزی است که عمل می‌کنیم.مهمترین ویژگی تربیت نوین، شاگرد محوری و پرورش خلاقیت است.توزیع عادلانه لبخند، بزرگترین نشانه عدالت است. معلمی مستلزم جرأت، عقل، فرزانگی، تحمل، شوخ طبعی و ایثار است. نه تنها موضوع درس، بلکه خود معلم نیز بایستی برای شاگرد معنادار باشد تا رغبت او برای یادگیری را برانگیزد.
شاخصه­ های معلمی در نظام تعلیم و تربیت پویا
شهرآرا در مقاله خود، (بسوی تعلیم و تربیت پویا) می­نویسد: «در تعلیم و تربیت پویا، نظام تربیتی در پی دگرگونی دایمی فرد و جامعه در پی کشف و پرورش استعدادها و به ویژه استعدادهای خلاق و نهفته انسان است و مقیّد و متعهّد به انسان‌سازی و در نهایت ساختن جامعه است و هر کس را با توجه به استعدادهای بالقوه‌اش می‌پروراند. او در مورد خصوصیات معلمان، در نظام تعلیم و تربیت پویا می­نویسد: با توجه به اینکه معلمان ستون­های اصلی نظام آموزشی هستند، باید دارای خصوصیات زیر باشند:
کنجکاوی شدید توأم با روحیه انتقادی و بینش تجربی، تمرکز حواس و استمرار در اندیشیدن، روان بودن در تولید اندیشه توأم با روانی کلام، انعطاف پذیری ذهنی به صورت آزمودن راه­‌های گوناگون حل مسئله و اندیشیدن در مورد کاربردهای غیر معمولی، استقلال فکر و عمل، اصالت جویی و مهارت در بازسازی عقاید و پدیده‌ها، توانایی در ادغام محرک­های متفاوت، هوش بالاتر از میانگین، ابتکار، بازیگوشی متفکرانه، قدرت تخیل و تجسم، علاقه به آزمایش و تحقیق، نگرش مثبت نسبت به خلاقیت، مخاطره جویی و عدم همنوایی یا ناهمنوایی.
وی در باره خصوصیات معلم در ارتباط با یادگیرندگان می‌نویسد: تحقیقات نشان داده است که معلمان پرورش دهنده پویایی، غالبا ارتباطی پویا و خلاق با یادگیرندگان خود برقرار می‌کنند به نحوی که: کنجکاوی را به صورت‌های گوناگون در آنها تقویت و پایدار می‌کنند.آنها را از راه‌های مختلف تشویق و علاقه ­مند به پیدا کردن راه حل‌های خلاق جدیدی می‌کنند. پیشقدمی و خود جوشی را در آنها تقویت و تثبیت می‌کنند. استقلال و آزادی لازم و کافی برای انجام فعالیت‌های منطقی و تجربی در اختیارشان می‌گذارند. با ایجاد اعتماد به نفس و احترام، خود پویایی و جستجوگری را در آنها پرورش می‌دهند.
وی همچنین معتقد است در نظام تعلیم و تربیت پویا، در انجام فرآیند آموزش از روش‌های زیر استفاده می‌کنند:استفاده از روش بحث و گفتگو. استفاده از روش تدریس یادگیرنده مدار.توجه به کیفیت تفکر در برابر سرعت انتقال. تکیه بر کیفیت در مقابل کمیت یادگیری.استفاده از روش کنکاش مغزی. (حل مسئله)تکیه بر تفکر واگرا در مقابل تفکر همگرا. توجه به تفاوت‌های فردی یادگیرندگان.اداره کلاس با ایجاد موازنه بین آزادی و راهنمایی.
نویسنده : جعفر هاشملو
تبلیغات متنی
فروشگاه ساز رایگان فایل - سیستم همکاری در فروش فایل
بدون هیچ گونه سرمایه ای از اینترنت کسب درآمد کنید.
بهترین فرصت برای مدیران وبلاگ و وب سایتها برای کسب درآمد از اینترنت
WwW.PnuBlog.Com
ارسال دیدگاه